1. در صورتی که برای اولین بار از این سایت بازدید میکنید, لازم است تا راهنمای سایت را مطالعه فرمایید. در صورتی که هنوز عضو نشده اید برای ارسال مطالب , دانلود فایل ها و ...عضو شده و در سایت ثبت نام کنید.با کلیک بر روی ثبت نام در مدت کوتاهی عضو سایت شده و از مطالب و امکانات سایت بهره مند شوید.
  2. هر گونه بحث سیاسی و خلاف قوانین جمهوری اسلامی ایران ممنوع می باشد و به شدت برخورد می شود.
  3. در صورت شکایت از مدیران و ناظران انجمن با کاربر farbod در ارتباط باشید.

موسیقی در دوره قاجاریه

شروع موضوع توسط golman ‏6/4/16 در انجمن ادبیات

  1. golman

    golman کاربر تازه وارد

    تاریخ عضویت:
    ‏6/4/16
    ارسال ها:
    13
    تشکر شده:
    11
    امتیاز دستاورد:
    3
    جنسیت:
    مرد
    مقدمه
    بشر با درك زيبايي از طبيعت الهام گرفت و با تقليد اشكال و آهنگهاي طبيعي و انعكاس اين آثار، هنر را كه يكي از عوامل مهم ابزار احساسات و بيان زيبائي است به وجود آورد و آن را به صورتهاي گوناگون منعكس شود. غم و شادي و عواطف و احساسات انساني مفاهيم واحدي است، اختلاف در طرز بيان و توصيف آن است.
    افلاطون در تعريف موسيقي گويد: «موسيقي يك ناموسي اخلاقي است كه روح به جهانيان و بال به تفكر، و جهش به تصور، و ربايش به غم و شادي، و حيات به همه چيز مي بخشيد. جوهر نظمي است كه فرد بر قرار مي كند و تعالي آن به به سوي هر چيزي است كه نيك و درست و زيباست و با اينكه نامريي است مشكلي است جزء كننده و هوس انگيز و جاويدان.»
    آنچه مسلم است موسيقي ما تا اواسط قرن نهم هجري جنبه علمي داشته است، چنانكه كتابهايي تا آن زمان در دست ما مي باشد مانند نوشته هاي فارابي – ابن سينا – صفي الدين موسي- قطب الدين شيرازي و عبدالقادر مراغه اي. ولي از آن به بعد نه تنها كتابي در موسيقي نظري نوشته نشده از لحاظ علمي هم بواسطه مساعد نبودن اوضاع اجتماعي و موانع مذهبي، تشويقي از اصل اين هنر به عمل نيامده و به تدريج هنرمندان واقعي دلسرد و افسرده شده و كمتر كسي به فرا گرفتن اين فن رغبت يافته است.
    در دوره قاجاريه موسيقي ايران تحولي يافت كه حائز اهميت مي باشد. باباخان كه دوران ولايتعهدي خود را در شيراز مي گذراند پس از آقا محمدخان به تهران آمد و در 1212 هجري قمري به نام فتحعلي شاه به تخت سلطنت نشست و دربار سلسله هاي پيشين ، صوفيه و افشاريه و زنديه را بر پا كرد و جمعي از موسيقيدانان دوره زنديه از خواننده و نوازنده و استادان بنام آن عهد به دربار او منتقل شدند. موسيقي ملي ايران بوسيله همين استادان خوانندگان و نوازندگان به دربار فتحعلي شاه انتقال يافت و رواج پيدا كرد. همچنانكه شاعران دوره زنديه پس از انتقال به دربار قاجار شيوه شعري خود را رواج دادند و پيشقدم شاعران دوره قاجار به شمار مي روند. موسيقيدانان عهد زنديه هم آنچه را در عمل و نظر در خوانندگان و نوازندگان به كار مي بردند و به دربار قاجار انتقال دادند و پيشقدم استادان به نام موسيقي در دوره محمد شاه به حساب مي آيند.
    راحت طلبي و عيشي دوستي و علاقه به تشريفات و تجمل و امور تفنني و ذوقي و تفريحي در دوره نخستين پادشاهان قاجار بويژه فتحعلي شاه و ناصرالدين شاه و توجه آنان به رشته هاي هنري سبب رواج و رونق شعر – نقاشي، خوشنويسي و موسيقي گرديد و با عنايتي كه دربار سلطنتي به اين قبيل هنرها داشت در هر رشته نمايندگان بنامي پيدا كرد.
    موسيقي ملي در ايران كه با همان اساس قديم به صورت هفت دستگاه و رديف در زمان سلطنت فتحعلي شاه و محمدشاه شكل گرفته بود. در زمان اين پادشاهان نمايندگان معتبري داشت و به وسيله همين نمايندگان به عصر ناصري انتقال يافت و در دوره طولاني سلطنت اين پادشاه و عنايت او به اين هنر استادان بنامي ظهور كردند و با تعليم و تعلم و توسعه و رواج آن دست گماشتند و آنچه از پيشينيان به آنان رسيده بود براي آيندگان باقي گذاشتند و گذشته موسيقي ملي كنوني ما همان است كه از اين استادان و مربيان روايت و تعليم شده و به عصر ما رسيده است.
    هو
    آه اي موسيقي عرشي سرود از كجاي عرش مي آيي فرود
    چون فرو مي آيي از آفاق عرش مي بري بالا مرا تا ساق عرش
    با كمند نور ماه آسمان از مكانم مي بري تا لا مكان
    با پرو بال تو اي رشك ملك عرصه گامي است تا بام فلك.


    سرگذشت موسيقي ايران در اوايل دوره قاجاريه
    در مقدمه تحقيق نحوة رشد ورود آلات موسيقي به ايران دورة قاجاريه را عنوان كرديم كه با روي كار آمدن پادشاهان متفاوت تحولات زيادي بوجود آمده است. اما قبل از ورود به تحولات اساسي موسيقي در زمان پادشاهان قاجاري و موسيقي هاي رايج در اين دوره دو مورد را مورد بررسي قرار خواهيم داد.
    الف: تاريخ ضبط صفحات موسيقي:
    ضبط صفحات گرامافون در ذي القعده 1323 ه.ق با فرمان مظفر الدين شاه در ايران آغاز گرديد:
    «چون انجمن ضبط صوت در آمريكا گرامافونهاي بسيار ممتاز خودشان را با ماشين هاي پسنديده از نظر انورشاهانه گذرانده و مراتب مراقبات خود را در تكميل و ترويج اين قسمت مشهود حضور همايون داشته بودند مهذا براي تسهيل فروش و حمايت محضر ملوكانه از اين سوستيه به موجب صدور اين فرمان مباركه سوستيه آنونيم مزبور را بدست فورنيري مخصوص خودمان مباهي سربلند فرموديم كه از شمول اين مرحمت ملوكانه بيني الاشل والا قرآن سربلند بود و در ترقي و تكميل اين صنعت مراقبات كافيه به عمل آورده مقرر آنكه اولياي دولت عليه در پيشرفت مقاصد حقه و ترقي و توسعه اين كارخانه لازمه مساعدت و همراهي را به عمل آورده و در عهد شناسنه. في القعده الحرام 221323 رواج پيش درآمد يكي از مختصات موسيقي اواخر عصر قاجار است كه توسط غلامحسين درويش ابداع گرديد.
    با اشاره به تاريخ ضبط صفحات موسيقي در دوره قاجار سعي مي كنيم به طور اختصار چگونگي تبديل و تنظيم موسيقي ايران از نظام ادواري به دستگاي را اشاره نمائيم كه شايد يكي از تحولات اساسي موسيقي ايران در دوره قاجاريه مي باشد.
    ب): تاريخچه تبديل و تنظيم موسيقي ايران از نظام ادواري به دستگاهي
    آنچه مسلم است موسيقي ما تا اواسط قرن نهم هجري جنبة علمي داشته است، چنانكه كتابهائي تا آن زمان در دست ما مي باشد مانند نوشته هاي فارابي- ابن سينا- صفي الدين اموري قطب الديني شيرازي و عبدالقادر مراغه اي ولي از آن به بعد نه تنها كتابي در موسيقي نظري نوشته نشده، از لحاظ عملي هم بواسطه مساعد نبودن اوضاع اجتماعي موانع قديمي، تشويقي از اصل اين هنر بعمل نيامده و بتدريج هنرمندان واقعي و سرد وافرده شده و كمتر كسي بفرا گرفتني اين فني رغبت يافته است.
    در نتيجه موسيقي ايران بدست مردم بي سواد افتاده كه از آن استفاده مطربي كرده اند. هرچند گاه گاهي كساني پديد آمده اند كه علاقه اي به اين هنر داشته اند كه دور صفويه به دليل استقلال و تحكيم اوضاع از ادوار مهم توجه به هنر موسيقي مذهبي نيز مي باشد اما زمان تاريخ و تبديل موسيقي ايران از نظام ادواري (دوازده مقام) و تنظيم و تكميل آن به هفت دستگاه و در رديفها رسميت يافتن و متداول شدن آن كه در زمان قاجار بكار مي رفته است شخصي نيست و اينكه توسط چه افرادي رخ داده است معلوم نيست. در اينجا حلقه كاملاً گمشده اي وجود دارد آنچه مسلم است اين تغيير و تحول كه نقطه عطفي در موسيقي ايران به شمار مي رود يك مرتبه صورت نگرفته، بلكه حاصل تحول و تكامل تدريجي و تاريخي است؟
    بر اساس اظهارات نظريه پردازان اساس دنياي موسيقي ايران از قرن چهارم تا دوازدهم بر پايه دوازده مقام (عشاق، نوا، بوسليك، راست، عراق، اصفهان، زيرافكند، بزرگ، زنگوله، رهاوي، حسيني ، حجازي) استوار بوده است و اسامي آنها در كتاب الادوار صفي الدين اموري و جامع الالحاني عبدالقادر مراغه اي ذكر شده است از زنان صفي الدين به بعد شش آواز الحاقي (گوشت، گردانيه، مسلمك، نوروز، مايه و شهناز) توسط صفي الدين به دوازده مقام (مقامات) افزوده گشت و مبناي موسيقي ايراني دوازده مقام و شش آواز الحاني قرار گرفت. توضيح اينكه الادوار (دورة) به نظام موسيقي دورة اسلامي اطلاق مي شود. كه در دوره قاجاريه آواز موسيقي سنتي ايران در دوازده جموعه تقسيم بندي مي شد. لبه ها از اين دوازده مجموعه هفت مجموعه كه از وسعت و استقلال بيشتري برخوردار بودند را دستگاه ناميدند و پنج مجموعه ديگر كه مستقل نبودند و از اين هفت دستگاه منشعب مي شوند را آواز ناميدند.
    حسن مشحون مي نويسد: «از اواخر سدة نه هجري به بعد تزلزلي در اصول و روش موسيقي و سبك كارگذشتگان راه يافت و شيرازه موسيقي قديم به تدريج از هم پاشيد و اساتيد فني براي جلوگيري از موج و موج كه در موسيقي ملي راه يافته بود و براي حفظ و سر و صورت دادن به آن و داشتن ضابطه اقدام به جمع آوري و تنظيم و تقسيم آن به دستگاه ها و آوازها و گوشه هاي مربوط به تناسب موضوم كرده اند. شايد بتوان تاريخ اين كار را به اواخر دوره صفوي يا اوايل دوره قاجار برگرداند، چرا كه در كتابها و رساله هايي كه از سده نه هجري به بعد و پيش از قاجاريه در موسيقي ايران نوشته شده از هفت دستگاه به صورتي كه در دورة ناصري معمول بود و اكنون نيز متداول است ذكري به ميان نيامده است.»
    آخرين كتابي كه در آن به موسيقي دستگاي اشاره شده محيط التواريخ نوشتة محمد اميني نبي ميرزا زمان بختياري مي باشد از آنجا كه اين كتاب شرح حال خاندان سبحان قلي خان (1092-1114) حاكم بخارا سمرقند مي پردازد، تاريخ سبحان قلي خان نيز ناميده مي شود. با توجه به بخشي كه در محيط التواريخ به موسيقي و شرح حال هنرمندان پرداخته (تا پايان سال 1109) مي توان چنين استنباط كرد كه در اين دوره نظام ادواري رواج داشته است و هنوز نظام دستگاهي جايگزين آن نشده بوده است. اولين كتابي كه در آن به هفت دستگاه اشاره شده مجورالالحان و تاليف 1322 ه.ق نوشته فرصت شيرازي است چنانكه در صفحه 28 اين كتاب چنين آمده است:«در قرون اخير دستگاهي قدما را برهم زده و آن را هفت دستگاه قرار داده اند.» با در دست داشتن اين دو ماخذ تا حدودي مي توان به تاريخ نحوي نظام ادواري به دستگاهي نزديكتر شد و با توجه به تاريخ نگارشي اين دو كتاب (1109-1322) مي توان اين تحول را بين قرن دوازدهم تا چهاردهم هجري به شمار آورد.
    با بررسي اجمالي تاريخ ضبط موسيقي ايران، تاريخچه تبديل و تنظيم موسيقي ايران از نظام ادواري به دستگاهي كه بيشترين تحول در دوره قاجاريه صورت گرفته است و اهميت فراواني دارد به همين منظور سرگذشت موسيقي ايران در دوره قاجاريه را بر اساس دوران حكومت شاهان قاجار به نگارشي در خواهيم آورد.

    موسيقي در عصر فتحعلي شاه قاجار
    موسيقي مذهبي يكي از قديمترين انواع اين هنر است كه در همه ممالك كم و بيش بكار ميرفته و مخصوصاً در اروپا مقامي بزرگ يافته است چنانچه بزرگترين موسيقي دانهاي قديم مانند باخ و هندل از كليسا بيرون آمدند.
    كليساي عيسويان مهمترين مشوق و‌بهترين‌وسيله‌شرقي‌و‌پيشرفت‌موسيقي اروپا ئيست.
    ايرانيان قبل از اسلام از موسيقي مذهبي بي بهره نبودند. گاتها با سرودهاي مذهبي زرتشت با آهنگ موسيقي در مواقع عبارت خوانده شده است. موسيقي ايران بود كه به عربستان رفت و حتي به اندلس رسيد و در موسيقي اسپاني و اروپا اثراتي از خود گذارد. ولي چون در بكار بردن ‎آن رعايت اعتدال تشه و شايد انواع مبتذلي هم پيدا كرده اهل مذهب را به مخالفت وا داشت و غذا تحريم گرديد. تا اينكه اهل موسيقي از گوشه در كنار در انتظار فرصت بودند و همين كه موقع را مناسب ديدند نخست به عنوان اذان و مناجات و بعد در لباس نوحه و در اين اواخر براي موثر كردن اشعار تعزيه توهي از اين موسيقي را در بعضي از تشريفات مذهبي بكار بردند. همان كه آن را موسيقي مذهبي نام نهاده اند.
    موسيقي مذهبي در اين دوره (فتحعلي شاه) به شيوة تعزيه به دليل روابط با كشورهاي خارجي و تاثير پذيري از فرهنگ و تئاترهاي آن و نيز حمايت شاهان و طبقه اعيان روشن يافت و راه تكامل پيموده شده مشهون مي نويسد: «در زمان فتحعلي شاه روابط با كشورهاي خارجي بويژه روسيه تزاري توسعه پيدا كرد. ماموران و سران دولت ايران در روسيه پس از ديدن مجالس نمايش تئاتر و اپرا بعد از مراقبت به ايران در صدد برآمدند كه آن را در ايران به صورت نمايش مذهبي در آوردند و از اين زمان شبيه هاي واقعه كربلا را از مخالفت و موالف و يك را براي اجراي نقش مهيا ساخته نمايش مذهبي را معمول داشتند.»
    در تئاتر ايراني آمده است:«لازم به اشاره است كه نمونه اي از ارزشهاي تئاتر اروپايي در زمان فتحعلي شاه در ايران به ظهور رسيده است كه احتمالاً مي توانسته است عامل آگاهي بر نقش آفرينش هنري در زمينة نمايش باشد.»
    موسيقي درباري:
    بطوريكه از تاريخ عضدي بر مي آيد در روزهاي نوروز (از اول تا سيزدهم) يكي از زنان شاه به نام تاج الدوله ميزبان فتحعلي شاه و كليه افراد حرمخانه مي شد و در مدت اين سيزده روز به ساز و آواز مي‌پرداختند.
    استاد مينا و استاد زهره از خوانندگان و نوازندگان معروف زمان فتحعلي شاه بودند، استاد مينا از شاگردان مهراب ارمني اصفهاني و همسر مصطفي خان عمو بود. استاد زهره از شاگردان رستم يهودي شيرازي و همسر جعفر قليخان عمو بود. استادان اين در موسيقيدان (مهراب و رستم) نيز استاد آقا محمدرضا و رجبعلي خان و چالانچي مغنيان آن دوره بودند كه از موسيقيدانان بزرگ به شمار مي رفتند.
    گروه استاد مينا و استاد زهره كه سخت با هم رقابت و برابري داشتند، دو گروه هنري جداگانه، متجاوز از پنجاه نفر داشتند. سازهاي آنها متشكل از تار، سه تار، كمانچه، سنتور و ضرب، دايره، زنگ، و قاشمك بود كه خوانندگان و رقصندگان با آنها هنر نمايي مي كردند و هر دسته متعلق به يكي از زنان شاه بود.
    آقا محمدرضا و رجبعلي خان و جان بخش خان هر روز صبح در معلم خانه به آموزش آنها مي‌پرداختند، سپس استاد مينا و استاد زهره جداگانه به آموزش گروه خود مشغول بودند.
    مشتري خانم، نام يكي از زنان فتحعلي شاه بود. او كه اهل شيراز بوده در موسيقي وارد و از صداي دلنشين برخوردار بود. حاجي علي محمد الله حضور، از جمله افراد خوش صدايي بود ك در موسيقي مهارت بسزايي داشت و كليه نكات و مقامها والحان را به كار مي برد. گفته شده او هنرش را فقط در حكومت و تنهايي در حضور فتحعلي شاه ارائه مي داد دكتر كسي از هنر لو در موسيقي با اطلاع بوده است.
    دربارة مشتري خانم مي نويسند:«از اهل شيراز است مدتها از التفاوت فاقان واقع بوده هيچ يكي از خادمان رم پيش از او صاحب اولاد نبوده مشتري خانم در علم موسيقي مهارت كامل و بالفطره آواز سرشار داشت. گويند شبي خاقان مرحوم با شاه پسند خانم در طبقه اول برج جهان نسا به عيش و راحت به سر مي بردند. مشتري خانم در طبقه دوم بود اين شعر را به آواز بلند خواند.
    بالاي بام دوست چو نتوان نهاد پاي هم چاره آنكه سر بنهم زير پاي دوست.»
    موريس روكوتز بوته، كه در زمان فتحعلي شاه قاجار همراه با نصير روسيه (مسيو دوزراتف) به ايران آمد در سفرنامه خود درباره مجالس طرب دربار نوشته است:«.... اندك اندك رقاصي هايي كه تا حال دم در ورود ايستاده بودند، داخل شدند. آلات طرب عبارت از يك نار و يك ويولون بود كه سه سيم بيشتر نداشت و با دو تنبك آواز خواني با ايشان بود كه با دهان كج و كات مضحكتر از آن اشرد اصوات را از گلوي خود برآورده با ساز همراهي مي كرده خوشبختانه بنا به مهارت مملكت در موقع خواندن صورت خود را از پشت صفحه كاغذ مي پوشاند كه حركات صدرنشي موجب وحشت ما نشود. سازندگان رعايت موسيقي را خوب مي كردند ولي آوازشان شبيه به صداي گربه بود.»
    اوژن فلانون كه در زمان فتحعلي شاه به ايران آمده بود در سفرنامه خود دربارة موسيقي درباره چنين مي نويسد: در ايرانيان كه بسيار دولتمند بودند به سر ناهار دو سه مطرب مي آورند. يكي از آنها خواننده است كه پيوسته آواز يكنواخت مي خواند و اشعارش بيشتر از عشق و شراب و شجاعت صحبت مي دارد. سازي كه با اين آواز همراه است يك دايره رنگي است، يك جنگ و يك نوع ديوان كه آن را كمانچه
    مي گويند. كنسرتي كه اين سازه ها تشكيل مي دهند زياد خوش آهنگ نيست. موسيقي ايران بسيار عقب است و دو ديس دارد: يكي اينكه موسيقي مانند نقاشي، صفت تقليدي نيست بلكه عملي است، ديگر آنكه موسيقي ايراني به دست طوطيان داشتي حس بي سر و پا افتاده كه كار ديگري از دستشان بر نمي آيد به اشيا جهت قدر و قيمت موسيقي به كلي در ايران از پيش رفته است و به قدرت اشخاص اسم و رسم داري يافت مي شوند كه با موسيقي آشنائي داشته باشند»
    فتحعلي شاه مانند آقامحمد خان به شاهنامه فردوسي علاقه داشت و ميرزا ابوالحسن جندقي متخلصي به حريف برايش شاهنامه مي خواند. مولف تاريخ عضدي مي نويسد: «در عهد سلطنت خاقان مغفور عبدالحسين خان ملايري در هنگام سواري در پهلوي ركاب اعلي به آواز بلند شاهنامه مي خواند.«و نيز مي نويسد:«حاجي علي محمد الله حضور، خوش آواز بود و تمام نكات و مقامات و الحان را به كار مي‌برد و در علم موسيقي مهارتش به اعلي درجه بود ولي جز اوقاتي كه خيلي خلوت بود اين هنر خود را در خدمت خاقان جلوه نمي داد. گويا كمتر كسي مي دانست كه حاجي علي محمد به علاوه ساير كمالات داراي اين فني شريف نيز هست»
    دسته هاي خواننده و نوازنده و بازيگر در اين دوره بسيار بودند و در زمان ناصرالدين شاه دسته هاي مومن، كريم، گل رشتي، طاووس؛ ماشاالله معروف بودند. از ميان اينها دسته هاي مومن و كريم شهرت بيشتري داشتند اين دسته هاي به دربار راه داشتند و بيشتر دسته هاي مومني و كريم در مجالس بزم ناصرالدين شاه شركت مي كردند.
    معيرالممالك از چند دسته خواننده و نوازنده زنانه ديگر هم به نامهاي گل رشتها- طاووس و دسته ماشاالله ياد مي كند و مي نويسد: «آنها نيز در اواسط بهار روزي كه شاه با زنها و دختران و خانمهاي شاهزادگان در قصر قاجار بودند و آش رشته مي پختند نوازندگي مي كردند. ماشاالله كمانچه خوب مي‌زد و خود در حال رقصي كمانچه مي كشيد. خواهرش گوهر رقاصي ماهري بود. درباره دسته ديگري كه از هندوستان به ايران آمده بودند مي نويسد:«مادرم به اندرون رفت و عصرهمان روز بساط بزم در اطاق بر لبان ساز گشت. مطربها 12 نفر بودند و ميان آنها دو مرد قوي هيكل تنبك دوسري به گردن آويخته بودند و در حين رقص و چرخيدن با حالتي تماشايي ضرب مي گرفتند. پسر كسي سيه چرده به سن 15 الي 16 سال مشتي موزن به زمين مي پاشيد و در بين رقص خم شده با پلك چشم آنها را يك يك برمي چيد. انواع سازهاي عجيب خوش صدا داشتند و نواهاي پسنديده مي خواندند كه بسيار دلنشين بود.»
    ساز و آواز رقصي در عصر قاجاريه از لوازم مجالس ميهماني بود و مجالس ميهماني و سرگرمي پادشاه و شاهزادگان و اعيان و اكابر و رجال وابسته به دربار بدون وجود راهشگران برگزار نمي شد. ديوار قوا در سفرنامه خود از يك جشن عروسي در جلفاي اصفهان كه خود در آن شركت داشته صحبت كرده دربارة اشكال درك موسيقي ايران براي كسي كه از آن اطلاع دقيقي ندارد مي نويسد:«يك نفر آمد و جعبه اي چوبي كه آن را سنتور مي گويند در جلو خود گذاشت و با مظربهاي چوبي شروع به زدن آن كرد. اين هنرمند ماهر براي نشان دادن استادي خود با كمال تندي مظرب را روي سيم فرود
    مي آورد. پس مدتي تماشا كردم ولي نتوانستم آن را با پيانو يا ساز ديگري كه نغمات خوش آهنگي از آن شنيده مي شود تشبيه كنم.»
     
  2. golman

    golman کاربر تازه وارد

    تاریخ عضویت:
    ‏6/4/16
    ارسال ها:
    13
    تشکر شده:
    11
    امتیاز دستاورد:
    3
    جنسیت:
    مرد
    موسيقي در دورة محمدشاه قاجار
    محمد شاه فرزند عباس ميرزا كه پس از فوت فتحعلي شاه به سلطنت رسيد بواسطه ضعف مزاج و شدت مرض نقرس به كارها رسيدگي نمي كرد و كارها يكسره به دست ميرزا آقاسي افتاد. حاجي ميرزا آقاسي از سياست و مملكتداري و تدبير اداره ملك بي خبر و مردي صوفي منش و شاعر بود. در شعر فخري تخلص مي كرد و اشعاري از او باقي است. در موسيقي دست دست داشت و آهنگ مي ساخت از جمله يكي از اشعار منوچهري را مغاني شاعر معروف محمد غزنوي را به صورت تصنيفضربي آهنگي در آورده و اين آهنگ را در رنگ فرخ همايون كه از رنگهاي قديمي است ساخته. محمد شاه هم چون پدر گرد تجمل و عياشي نمي گشت ولي به موسيقي و موسيقيدانان علاقه مند بود. موسيقيدان بزرگي در عصر ظهور كردند كه هر يك در فني خود است وي بي مانند بودند مانند آقا علي اكبر استاد تار و حسن خان ملقب به سنتورخان استاد سنتور و خوشنواز استاد كمانچه و آقامطلب استاد كمانچه و ميرزا غلامحسين پدر سماع حضور كه كمانچه مخصوصي اختراع كرده بود. اينان همه از تربيت يافتگان اين عصر بوده اند و از استادان درجه اول موسيقي در اوايل عهدنامه ي محسوب مي شدند. مخصوصاً سه نفر اول در تار و سنتور و كمانچه بي نظير بودند.
    سنتورخان بزرگترين استاد سنتور در عصر قاجاري است كه از او اطلاع داريم. سنتورخان بسيار مورد توجه محمدشاه بوده و غالباً در اطاق استراحت محمد شاه براي او ساز مي زده تا از رنج و درد پاي او بكاهد.
    سنتورخان از تربيت شدگان عهد فتحعلي شاه و از نوازندگان بنام و مشهور دربار محمدشاه بود و تنها شاگرد بنامي كه تربيت كرد محمد صادق خان سرور الملك فرزند آقاي مطلب نوازندة كمانچه عصر ناصرالدين شاه بود.
    مشهور است كه خانوادة آقا علي اكبر از قبيل برادرزادگان و فرزندان مكتب موسيقي تاسيس نمودند و شاگردان بسياري تربيت شد. تربيت شدگان مكتب موسيقي در اواخر عهد ناصري و مظفري غالباً از استادان تار و سه تار بودند.
    در زمان محمد شاه گروهاي موسيقي تحت نظر استاد مينا و استاد زهره فعاليت داشتند. از خوانندگان و نوازندگان اين دوره نام زاعي، ريحان، مليخا، اكبر، احمد و بابايي ذكر شده سه نفر اول كليسا و نوازنده تار بودند و سه نفر بعد حزب مي گرفتند.
    ميرزا حبيب قاآني (شرفي 1270 ه.ق) كه از شاعران بزرگ داستگا دانان دوره فتحعلي شاه و محمد شاه بود در قصيده اي كه در وصف محمد شاه سروده نام آنها را ذكر كرده است:
    تار زن زاعي و ريحان ومليخاي يهود حزب گير اكبري و احمدي و بابايي
    در مجمع الادوار به چند نوازنده در اين دوره اشاره شده است:«در دوره محمد شاه دو استاد به نام زهره و مينا هم چنين فتح الله ميرزاي شعاع السلطنه فيروز ميرزاي نصرت الدوله در كمانچه و عبدالعلي معتهد الدوله در تار دست داشته اند.»
    كنت دوگو بينو از سياحان مشهور فرانسوي كه اوايل دوره ناصري به ايران آمده است در خصوص خوشنواز در كتاب سه سال در ايران مي نويسد:«دو هنرپيشه ديگر در ايران هستند كه هر دو معروفيت دارند يكي خوشنواز كه در زدن كمانچه ماهر است و برعكس علي اكبر مردي خوش شرب مي باشد و ديگر محمد حسن كه خيلي خوب سنتور مي زند ليكن در حسن برعكس خوشنواز مردي ساكت و كم حرف و كم تر او را ديده اند كه بخندد.
    خوشنواز و محمدحسن در دورة محمدشاه (اوائل ناصرالدين شاه از نوازندگان دربار بودند. بطوري كه ديگران مي نويسند، محمد حسن خان از سنتورخان هم مي گفته اند و او قديمي ترين استاد سنتوري است كه مي شناسيم.

    موسيقي عصر ناصرالدين شاه
    «در عصر ناصرالدين شاه علماي رياضي و موسيقي كم بودند و طلوب علوم نيز كمتر در پي آن بودند و به علوم ديني كه خريدار بيشتري داشت روي مي آوردند و علماي حكمت و فلسفه نيز انگشت شمار بودند. كنت دوگوبينو كه در زنان ناصرالدين شاه در ايران چند سال ماموريت سياسي داشته است در كتاب معروف خود مي نويسد: «ملاعبدالجداد خراساني رياضيدان معروف كه محل اقامتش اصفهان بوده و عده اي شاگرد و مريد داشته در موسيقي خيلي ورزيده بود و تار مي زده است»
    در زمينه روح اله خالقي مي نويسد:«آخوند محمدعلي يكي از رياضيدانان معروف اين دوره است كه در موسيقي نظري خيلي استاد بوده ولي هيچ يك از ادوات موسيقي را نمي نواخته است» بطور كلي در ايران عصر ناصري كساني كه تار مي زدند و در موسيقي استاد بودند غير از طبقه اول و دوم مي باشند و اشراف ايراني تار زدن را يك نوع عيب مي دانند يا اقلاً باعث سبكي خود مي شمارند.
    روح انگيز راهگاني اعتقاد دارد كه موسيقي در عصر ناصرالدين شاه به علت توجه و حمايت ناصرالدين شاه به موسيقي اين هنر در اين دوره رونق يافت. در عصر وي براي براي نخستين بار سرور ملي و علوم رسمي توسط لومر و به سفارش ناصرالدين شاه ساخته شد و در تيرماه 1252 هجري شاه در ميهماني ملكه ويكتوريا با حضور ناصرالدين شاه به اجرا در آمد و تا دوره مشروطه نواخته مي شده يكي از كارهاي مهم ناصرالدين شاه ساختن زيباترين و عظيم ترين بناي تئاتري تكسير دولت با گنجايش 20.000 نفر واقع در جنوب غربي كاخ گلستان بود.
    صادق همايون مي نويسد: علت ساختن آن هم اين بود كه چون ناصرالدين شاه در مسافرت فرنگ تماشاخانه هاي اروپايي را ديده و خوشش آمده بود براي نقش نمايش در ايران دستور داد كه با استفاده از معماري «آلبرت مال» لندن كه تئاتر بزرگ سلطنتي انگلستان بود محلي ساخته شود و نمايشات بزرگ در آن برگزار گردد و اين كار با كمك مهندسين انگليسي صورت گرفت ولي هوز ساختمان آن تمام نشده بود كه موجي از مخالفت براي اجراي نمايش در آن برخاست و ناصرالدين شاه آن را به تعزيه خواني اختصاص داد و در اين عمل تعزيه هاي پرشكوه برگزار مي شد.»
    تشكيل دارالفنون (1230) و شعبة موزيك نظام در اين دوره از مهمترين عوامل رشد و گسترش موسيقي در ايران بود كه دگرگونيهاي زيادي در تحول موسيقي ايجاد نمود.
    ناصرالدين شاه در سفر به اروپا چند پيانو بزرگ به ايران آورد و در زمان او براي اولين بار ويولن وارد ايران شد. در عصر ناصرالدين شاه موسيقيدانان بزرگي در موسيقي اصيل ايراني ظهور كردند زيرا از هنرمندان حمايت و به نفع آنها رسيدگي و توجه شد. مهمترين عاملي كه موجب احياء و اعتلاي موسيقي بود همانا همين حمايت ها بودند. به اين دليل ناصرالدين شاه را به خاطر توجهش به هنرمندان عامل مهمي در بروز هنرمندان برجسته داشت.
    موسيقي در اين دوره ويژگي علمي خود را از دست داده بود و واژة و «عمله مطرب» لقبي بود كه به نوازندگان عادي داده مي شد. نوازندگان در ياري را كه از سوي شاه به آنها حقوق و مقرري داده مي‌شد «عمله مطرب قاصد» مي گفتند.
    در دورة ناصرالدين شاه دو نوع موسيقي در دربار وجود داشت:
    1-موسيقي مخصوص ايام عيد جشن ها و سلامهاي رسمي
    2- موسيقي كه توسط نوازندگان درباري (عمله مطرب خاص) اجرا مي شد.
    ناصرالدين شاه علاوه بر موسيقي هاي ذكر شده در مجلس بزم از نوازندگان ديگر از جمله طرب و دوشيزگان مطرب ساز و نغمه پرداز استفاده مي كرد. دوشيزگان را براي فراگيري ساز و آواز و رقص به عمله طرب مي سپردند. پس از فراگيري نزد اساتيد به آموزش و سايه هاي گوناگون مي پرداختند و پس از گذراندن دورة دو ساله در مجلس شاه به نوازندگي مي پرداختند. بعضي از آنها به دريافت جايزه و مقام و برخي به عقد شاه در آمده و به سراي او مي پيوستند.
    در زمان ناصرالدين شاه دسته هاي خواننده و نوازنده و بازيگر وجود داشتند كه معروفترين آنها دسته مومن و دسته كريم بودند كه از افراد با استعداد و تعليم يافته تشكيل مي شدند.
    در اواخر سلطنت ناصرالدين شاه نيز مردم طبقه اول و دوم و علما و دانشمنداني كه به علم يا عمل موسيقي آشنايي داشتند و يكي از سازهاي موسيقي را مي نواخته اند غالباً پنهان از ديگران نوازندگي مي‌كردند، به طوريكه يكي از طلاب دانشمند مورد اعتماد نقل مي كرد بعضي از علماء فلسفه و حكمت اواخر عصر قاجاريه به علم موسيقي واقف و به زدن ساز آشنايي داشتند و درويش خان پنهاني با آنان آمد و رفت داشت و كمتر كسي از هنر نوازندگي آنها باخبر بود. در عصر ناصرالدين شاه علاقه به موسيقي سبب رونق و رواج بيشتر آن گرديد موسيقي از انحصار گروهي خاصي بيرون آمد و رفته رفته به قشرهاي بالاي اجتماع و اشراف و نجبا نيز راه يافت. استادان ممتاز ظهور كردند كه در صفحه هاي بعد نقل خواهد شد.
    در خصوص مجالس بزم و راستگويي درباري ناصرالدين شاه معيرالمالك كه دوران طفوليت را در دربار شاه مي گذرانده چنين مي نويسد:« روزي شاه به مادر پدرم (ماه نساخانم) مي گويد كه دوازده دختر زيبا حاضرنمايد و آنها را به عمله طرب بسپارد تا انوع ساز و آوازها و رقصها را بياموزند و پس از تكميل به اندرون فرستاده شوند. ماه نسا خانم ظرف چند ماه دخترها را گرد آورده آنها را به اساتيد موسيقي زمان مي سپارد و در مدت دو سال دخترها به آموختن موسيقي و انواع سازها مشغول مي شدند. روزي
    ماه نسا خانم مجلس آراسته شاه را از صبح به منزل خود دعوت مي كند و بعد از ناهار بساط بزم مي آرايد و رامشگران ماه پيكر در حضور شاه به سازندگي مشغول مي شدند. اين حال سخت پسند خاطر خسروانه مي افتد. انگشتري.... به ماه نسا خانم مرحمت مي كند و مقام شاياني در حق اساتيد نوازندگان مبذول داشته دخترها را به اندرون فرستاد.... برخي از آنها نيز كه مطبوع طبع ملوكانه واقع شده بودند صيغه شده در جرگه خانمها در آمدند. اسامي بعضي از دوشيزگان طرب ساز و نغمه پرداز از اين قرار است: دلبرخانم، دلپسند خانم، عاليه خانم، فاطمه سلطان خانم، خاور سلطان خانم، زينت خانم و....»

    موسيقي مذهبي دورة قاجاريه:
    تعزيه:

    از برپا كردن مجالس عزاداري به صورت نمايش مذهبي يا به اصطلاح در دورة صفويه هيچ نشاني نيست و هيچ يك از تاريخ نويسان و نويسندگان در آثار خود از آن شخص نگفته اند. جهانگردان و نويسندگان ايراني نيز در سفرنامه هاي خود از آن نام نبرده اند.
    ظاهراً تاريخ اين گونه مراسم و نمايشها به دوران پادشاهي كريم خان زند باز مي گردد، نوشته‌اند؛«در عهد وي سفيري از فرنگستان به ايران آمد و در خدمت آن پادشاه شرحي در تعريف تئاترهاي خرده انگيز بيان كرد و كريم خان پس از شنيدن بيانات وي دستور داد كه صحنه هايي از وقايع كربلا و سرگذشت هفتاد و دوتن ساختند و از آن حوادث غم انگيز مذهبي نمايشهايي ترتيب دادند كه به تعزيه معروف گشت.»
    بهر روي نمايش مذهبي (تعزيه) از آغاز دوره قاجاريه در ايران رواج يافت و يا موسيقي همراه بوده عبدالله ستوني در جلسه اول كتاب خود درباره تعزيه مي نويسد:«از خصوصيات آن اين بود كه هر يك از دوست و دشمن نقش خود را با خواندن اشعار مذهبي در يكي از دستگاهها و آواز و گوشه هاي موسيقي اجرا مي كرد و هيچ گاه از حدود آن مقام و آواز و گوشه خارج نمي شد.»
    ناصرالدين شاه كه از همه چيز وسيله سرگرمي و تفريح مي تراشيد به تعزيه و گسترش آن توجه بسيار داشت و شبيه خواني را وسيله سرگرمي و اظهار تجمل و نمايش شكوه و جلال سلطنتش قرار داد و آن را به مقام قسمت رسانيد. در نتيجه علاقه ناصرالدين شاه به مجالس تعزيه و شبيه خواني محلي در كنار اندرون شاهي ساختند و به تكيه دولت معروف شد، شاهزادگان و بزرگان و اشراف دولت هم به پيروي از شاه به هر يك مجالس تعزيه خواني به راه انداختند. رفته رفته در هر محله و گذر بزرگ تهران
    تكيه هايي ساخته شد كه مخارج آن را ساكنان هر محل فراهم مي كردند. در روزهاي محرم و صفر در فاصله تعزيه در تكيه هاي بزرگ موزيكچي ها نقاره چي ها ساز مي زدند.
    تعزيه در اين دوره به اوج تكامل خود رسيد و به ساختاري منحصر دست يافت مضامين مختلفي پيدا كرد. به مرور از فاجعه كربلا فراتر رفت و به دوام كشيده شد و از شيوه مذهبي خود دور شد بطوريكه از نظر محتوا به اساطير غيرمذهبي، تاريخي، افسانه اي، پهلواني حتي عاشقانه دست يافت كه گاهي فرح بخش و سرگرم كننده و حتي فكاهي بودند. پيش از اجراي نمايش اصلي تعزيه پيش درآمد نمايش داده مي شد.
    كارگردان و مدير تعزيه را معين البكاء مي گفتند. معين البكاء نقش هر يك از شبيه خوانها را تعيين مي كرد و اشعاري را كه در هر مجلس با نمايش بايد بخوانند، در ورقه اي كه به آن فرد پا نسخه مي‌گفتند به آنها مي داد. شبيه خوانها نيز نقش خود را از روي نسخه خود به آواز مي خواندند. هر نقش آواز و آهنگي مخصوص خود داشت كسي كه نقش شبيه حضرت عباس اجرا مي كرد چهارگاه، حر، عراق با زينب كبري و عبداله بن حسن گوشه اي از اراك را مي خواندند. مخالفين مانند شمروابن سعد مطالب خود را به نثر يا آهنگي خشن اداي كردند و دنباله كلمات را مي كشيدند.
    در تعزيه درباري و مجلل چند گروه موزيك وجود داشت چنانكه خالقي مي نويسد:«دسته اول حامل موزيك مخصوص نقره اي رنگ بود كه در يكي از شعرهاي ناصرالدين شاه از طرف ملكه انگلستان هديه شده بود و ميرزا علي اكبر خان نقاش باشي كه در دوره بعد مزين الدوله لقب گرفت و پيشا پيش آن در حركت بود.
    دسته دوم موزيك قزاق كه غلامرضاخان سالار معزز (مين باشي) رئيس كل موزيك جلوي آن حركت مي كرد چند دسته موزيك ديگر هم دنبال آنها مي آمدند و همه آنها در جاهاي خود مي‌ايستادند. دسته هاي موزيك با نواختن مارش وارد مي شدند و تا قبل از شروع تعزيه به نوبت نوازندگي مي كردند. و پس از همه شترهاي نقاره خانه شاهي قدم در تكيه مي گذارند. گوركه هاي بزرگ بر حيرانها بسته و سر ناچيان با لباسهاي قرمز با سرنا و طبل و دهل به نوازندگي مشغول بودند. گاهي هم بنا به اقتضاي مجلس، كرناچيان از طبقه هاي بالا زير طاق چادر تكيه، باد در كرناها مي نمود.
    پس از سان اين دسته اندكي سكوت مي شد و به اشاره تعزيه گردان به تعزيه اي كه مخصوص روز قبلاً آماده شده بود شروع مي گرديد. لباس شبيه ها نيز با كمال دقت تهيه شده بود و در موارد لزوم به جواهري سلطنتي نيز مزين بود.»
    بيشتر بازيگران تعزيه به اول آواز خوانهاي ماهر و معروفي بودند، زيرا آنها نقش خود را به آواز ادا مي كردند و مي بايست در آواز خواني تبحر مي داشتند و كليه نكات و ظرائف دستگاه و مقام موسيقي را كاملاً رعايت مي كردند. بهترين جوانان كه از صداي خوبي برخوردار بودند از كوچكي نذر مي كردند كه در تعزيه شركت كنند.
    رشد تعزيه به تنها باعث حفظ نغمه هاي ملي ايران شد بلكه در تربيت آواز خوانها نقش مهمي ايفا نموده است زيرا وجود بهترين خوانندگان تعزيه موجب افزايش كيفيت كار آواز خوانان مي شد و خوانندگان خوش صدا اثر بيشتري بر تماشاچيان و سوگواران داشتند و كساني كه از صداي خوبي برخوردار بودند نزد تعزيه خوانهاي استاد تربيت شد. به فراگيري آواز روي رديف و گوشه هاي آواز مي‌پرداختند ، به همين دليل از مكتب تعزيه خوانندگاني برخواستند كه در آوازخواني به مرحله خرسندي رسيدند مشهورترين شبيه خوانان (تعزيه) كه خالقي و حسن مشحون به شرح آنها پرداخته اند عبارتند از:
    ملا علي حسين قزويني ابوالقاسم ثقفي، ميرزا باقر، حاجي محمدتقي خشندي- مشهدي حاجي، كربلايي قنبر، آقا يوسف خالو، ابوالقاسم خالو (فغاني)، سيدزين العابديني قراب كاشي، رضاقلي تجريش ، سيدعبدالباقر بختياري ، ملاحسيني ،ميرزا غلامحسين، جهانگير مسلم خوان، ملاشريف قزويني ، ميرزا ابوالفضل طالقاني ملاعبدالكريم، ميرزا رحيم كمانچه كشي، آقاجان ساوه اي محمد خان ساوه اي امام خوان، سيد زين العابدين غراب كاشاني، حاج ملارجبعلي، مشهدي درويش علي، سيد احمدخان سارنگ، حاجي خان (حاجي بارك الله) ميرزا حسينعلي شهرياري، ملاداداش طالقاني، بلال صمغ آبادي، حبيب الله اسب بمردي.
    خلاصه آن كه مراسم عزاداري به صورت شبيه خواني (تعزيه) نقش بسيار موثري در حفظ الحان صحيح موسيقي و تربيت موسيقيدانان و خوانندگان داشته و بسياري از استاتيد بزرگ در فني خوانندگي از تربيت شدگان اين مكتب بوده اند، و تعزيه زماني رواج يافت كه شيرازه موسيقي قديم ايران از هم گسيخته بود و اكنون مي توان حالت بسياري از الحان فراموش شده را از روي اشعار تعزيه كه عارف و عامي با آن آشنا هستند به دست آورد و از شبيه خوانهاي كهنسال ساكت تهران و اصفهان قزوين ، ساوه و بسياري از جاهاي ديگر از تعزيه خواني و شبيه خواني داشته اند پرسيد.

    روضه خواني
    ذكر مصائب و اراده بر امام حسين (ع) موجب شد در نظم نثر فارسي نقش اساسي را ايفا نمائيد كه مرثيه و نوحه از توجه ويژه اي برخوردار مي باشد، ادوارد براون در تاريخ ادبيات مي نويسد:«وجه تسميه روضه خواني آن است كه قديمترين و معروفترين كتابي از بين نسخ، روضه الشهداء نام داشتند و تاليف حسين واعظي كاشفي است. سابقاً قرائت اين كتاب را روضه خواني مي گفته اند. بعدها اين اصطلاح، برخواندن كتب ديگر از قبيل «طوفان البكاء) يا «اسرار الشهاده» نيز اطلاق شده است»
    با توجه به سلطنت سنتي قاجاريه و توجه به امامان شيعه، در اين دوره اجراي مجالس روضه خواني متداول شد و خوانندگان مذهبي تقويت گرديدند، به اين دليل اكثر خوانندگان برجسته عصر قاجاريه به خصوص عصر ناصري به روضه خوانها و شبيه خوانها تعلق داشتند.
    روح الله خالقي روضه خوانهاي معروف دوره ناصري و ساير پادشاهان قاجار را بدين شرح ذكر مي‌كند: حاج تاج نيشابوري (تاج الواعظين) حاج ميرزا الطف الله اصفهاني (معروف به دسته بنفشه) و شيخ علي زرگر سه تن از روضه خوانهاي خوش صدايي بودند كه از نظر دانش موسيقي و آگاهي به رديف به آواز مقام استادي احراز نمودند.
    روضه خوانهاي خوش صوت عبارتند از: سيد حبيب الله تفرش (ملك الواعظين) سيد عزيزالله (ملك الذاكرين) سيد محمد (سراج الذاكرين)-سيد عباس معاون- سيف الذاكرين تبريزي ودوفرزندبه نامهاي مسجدسيف وناصرسيف وسيد محمود رضاي بديع.
    ساير روضه خوانهايي كه اهل موسيقي بودند عبارتند از: شيخ حبيب الله شمس الذاكرين كاشي (استاد ابراهيم بوذري) و شيخ عبدالحسين تبريزي (شاگرد اقبال) سيد محمود واعظي- لسان طالقاني- اغمار شيرازي- شيخ اسرالله (امين الواعظين) ميرزا طاهر ضياء رسائي (ضياء الذاكرين)
     
  3. golman

    golman کاربر تازه وارد

    تاریخ عضویت:
    ‏6/4/16
    ارسال ها:
    13
    تشکر شده:
    11
    امتیاز دستاورد:
    3
    جنسیت:
    مرد
    «نوحه خواني»
    نوحه را براي زدن سينه در مجالس عزاداري و دسته گرداني مي ساختند و چون داراي وزن ضربي و آهنگي بود با موسيقي ارتباط كامل داشت و در حقيقت تطبيقي بود كه اشعار آن مضمون مذهبي و جنبه ديني داشت.
    عبدالله مستوفي در كتاب شرح زندگاني من مي نويسد:« اين عزاداري از عرب به اسلام و ايران آمده است. پادشاهان شيعه مذهب تظاهر به شعارهاي اين مذهب را براي پيشرفت مقاصد سياسي خود كه از بين بردن راه و رسم خلافت بود وسيله قرار داده بودند. از جمله دسته گرداني روز عاشورا بود كه از زمان عضدالدوله ديلمي شيوع يافته است.»
    اشعار نوحه را علاوه بر شعراي گمنام و مردم عوام شعراي معروف و استاد و نيز مي ساختند كه غالباً وزن و آهنگ مطلوب داشت و وزن و آهنگ آن را از آوازها گوشه هاي ضربي موسيقي مي گرفتند. اين نوع اشعار يا بوسيله اهل شعر و موسيقي ساخته مي شد يا وزن و آهنگ آن را موسيقيدان و شعر آن را شاعر مي ساخت و بعيد نيست كه بعضي نوحه ها از روي زمينه و آهنگ ساخته شده باشد.
    از معروفترين شاعران عصر قاجاريه كه مرثيه و نوحه ساخته اند مي توان يغماي جندقي و وصال شيرازي را نام برد و اين دومي از شاعران و موسيقيدانان معروف عصر خود بوده است.
    اشعار زير از يغماي جندقي است كه براي نوحه ساخته است.
    محشري بينم عيان در هفت كشور آسمان آسمان شرمي آخر، آسمان
    شام عاشور است اين يا صبح محشر آسمان آسمان شرمي آخر، آسمان
    شعر زير شعر معروفي است از شاعري ديگر كه روضه خوانها و مداحان هنوز هم مي خوانند.
    در بيات ترك:
    چه شد آن دست بلندي كه به آواز بلند دعويت بود كه من بازوي حيدر دارم
    تو علم دار مني ميرو سالار مني

    اذان و مناجات
    نيايش پروردگار يا نغمه ها و سرورهاي مذهبي در ايران از گذشته هاي بسيار دوره از زمان آريايي رواح داشته است. گاتهاي زردتشت نيز مناجات و سرودهاي مذهبي است كه ايرانيان به هنگام عبادت يا آداب مخصوص براي نيايش (اهورا و مزدا) يا آهنگ و آواز مي خواندند.
    پس از اسلام نيز اين سنت ديرين ترك نشد و مناجات و راز و نياز و نيايش پروردگار برفراز گلدسته‌هاي مساجد و پشت بام ها به وسيله شب زنده داراي خوش آواز هم چنان متداول و معمول بود. عبارات مسجع عارف و دانشمند معروف سرة چهارم و پنجم هجري خواجه عبدالله انصاري در مناجات نامه مشهور است و خوانندگان مناجات در ماه مبارك رمضان غالباً مطالبات نامه را به كار مي بردند.
    مساجد بزرگ اذان گوهاي خوش آواز داشتند كه مناجات شبهاي ماه مبارك رمضان هم به عهده آنان بود و غالباً اين خوانندگان خود از استادان موسيقي بودند و خوانندگان معروف نيز در مناجات به آنان ياري مي دادند. جماعتي از خوانندگان معروف عصر قاجاريه به اذان گو و مناجات كننده دربار پادشاه و دستگاه رجال و مساجد بزرگ و معروف بودند كه به ذكر چند نفر بسنده مي كنيم.
    سيد حسين عندليب اصفهاني:
    استادي مطلع و خواننده اي معروف بود و در مسجد سپهسالار اذان مي گفت و مناجات مي كرد. كهنسالان اهل فن كه صداي او را شنيده اند قدرت و تسلط او را در خوانندگي و دستگاههاي موسيقي مي ستايند.
    قربان خان قزويني:
    معروف به شاهي از شبيه خوانهاي تكيه دولت و اذان گو و مناجات كننده دربار بود.

    حاجي موذن تفريشي:
    اذان گر و مناجات كننده دربار محمد علي شاه بود.
    سيد حبيب الله معروف به چاله حصاري (ملقب به ضياء خلوت) اذان گوي انيس الدوله زن سوگلي ناصرالدين شاه بود.
    جناب دماوندي:
    خواننده و اذان گو و مناجات كنندة مجيد ميرزاي عين الدوله صدر اعظم مظفرالدين شاه بود و صفحه اي از او باقي است كه در آن اذان گفته است.


    نقارخانه در عصر قاجاريه
    سابقه تاريخي و توسعه و رواج نقاره و نقاره خانه در عصر صفويه رايج بود و تحول زيادي بوجود آمد. اين موسيقي ملي هم چنان تا اواخر عهد قاجاريه معمول و رايج بود كه پس از تاسيس مدرسه موزيك نظامي رفته رفته به تقليد از اروپا موزيك جديد جانشين آن گرديد و نقاره خانه از رونق و اعتبار افتاد.
    معيرالممالك مي نويسد: در سردر نقاره خانه كه در ميدان ارك واقع بود سه نوبت طبل مي زدند. غروب آفتاب نقاره مي كوبيدند. آنگاه يك ساعت از شب گذشته طبل خبردار مي زدند و طبال در حين زدن به دور خود مي چرخيد كه صدا به تمام شهر برسد. ساعت دو طبل بر چين را مي زدند كه كسبه شروع به برچيدن بساط و بستن دكانها مي نمودند. ساعت سه طبل بگير و ببند را زده شيپور ارك را مي‌كشيدند و درها بسته مي شد.
    ديولافوا در وصف ميدان نقش جهان اصفهان در مورد زدن نقاره مي نويسد: نقاره چيان با آن كرناهاي بلند قبل از طلوع آفتاب و بعد از غروب آن در بالاي عمارت نقاره خانه به رسم نياكان باستاني خود به آفتاب كه بزرگترين نماينده قواي زنده طبيعت دست سلام مي دهند. كرناهاي بلند مسين و نقاره آلات و ادوات اين اركستر عجب و پرهياهيو هستند.
    در سفرنامه ناصرالدين شاه هميشه گروهي از آنها با اردوي ناصرالدين شاه همراه بودند و صبح ها و عصرها نوازندگي مي كردند. از زمان قاجاريه در اين موارد زير نقاره زده مي شد.

    • 1-صبح ها قبل از طلوع آفتاب و عصرها هنگام غروب
    • 2- در روزهاي عيد هنگام برگزاري مراسم سلام
    • 3- عيد قربان
    • 4- شب هنگام به منظور مطلع كردن رهگذرها از ساعت
    • 5- شبهاي ماه مبارك رمضان هنگام افطار و سحر
    • 6- در هنگام اسب دواني
    • 7- در تعزيه تكيه دولت
    تشكيلات نقاره خانه
    در زمان سلطنت مظفرالدين شاه و اواخر عصر قاجاريه يازده دسته هيئت نقاره خانه را تشكيل مي‌داد. هر دسته يا گروه چندين نوازنده نقاره خانه داشت كه به نوبت نوازندگي مي كردند. مثلاً هر ده روز يك دسته نوبت نوازندگي داشت، و هر دسته يا گروه چندين نوازنده نقاره خانه داشت كه به نوبت نوازندگي مي‌كردند. مثلاً هر ده روز يك دسته نوبت نوازندگي داشت، و هر دسته يا گروه سازهاي زير را به همراه داشت:
    1- چهار جفت نقاره 2- دو گورگه بزرگ كه با چوب نازك (تركه) مي نواختند. 3- دو گورگه كوچك 4- چهار كرنا 5- يك سرنا (سورناي) 6- يك دم كش
    هيئت نقاره خانه در عصر مظفرالدين شاه و اواخر دورة قاجار متشكل از يازده گروه بودند كه به نوبت به نوازندگي مي پرداختند بطوريكه هر چند روز يك دسته نوازندگي مي كرد. سازمان آنها عبارت بود از: چهار جفت نقاره يك سرنا و چهار كرنا، دو گورگر كوچك، دو گورگر بزرگ و يك دم كش.
    در عصر قاجاريه از ميان اساتيد درجه اول موسيقي (عمله طرب فاصله) كسي را كه بر ديگران اولويت داشت به رياست و اداره امور نقاره خانه و نوازندگان فاصله و ديگر نوازندگان و خوانندگان درباري كه معمولاً به آنها (عمله طرب) مي گفتند مي گماشتند.
    آقا محمد صادقخان سرورالملك استاد كم نظير سنتور دربار ناصرالدين شاه را به مناسبت اينكه رياست نقاره خانه و عمله طرب خاصه را داشت (رئيس) مي گفتند و به همين عنوان نيز معروف بود. ميرزا حسينقلي استاد بنام تار نيز مدتي اين سمت را در دربار عهده دار بود.
    حسن مشحون مي نويسد: در عصر قاجاريه رسم بود كه پيش از شروع نقاره خانه نوازنده سرنا دستگاه و مقامي را مي نواخت، و سپس نوازندگان نقاره خانه با سازهاي خود دهل و نقاره و كوس، كرنا و شيپور و گورگه شروع به نواختن مي كردند. در نقاره خانه انواع ضربهاي قديمي و مفصل مثل ضرب اصول را مي نواختند.
    در عصر سلطنت قاجاريه چنانكه گفته شد نقاره خانه علاوه بر وظايف معمول جنبه تجمل و تشريفاتي به خود گرفت و در اوايل سلطنت پهلوي از اهميت و اعتبار افتاد. بطور كلي نقاره و نقاره خانه از عوامل حفظ موسيقي ملي و قديمي ايران محسوب مي شوند كه مقرري دولتي نيز شامل حال آنها مي‌شد.


    تاسيس مدرسه موزيك نظام
    موسيقي نظامي و سرود جنگي در ايران سابقه تاريخي و قديمي دارد. در دوره هخامنش دو نوع اسباب و آلات موسيقي در ايران معمول بود. بزمي و رزمي ادوات موسيقي بزمي ني، بربط، سرنا و آلات ضربه اي از نوع تنبك بودند. آلات موسيقي رزمي و جنگي بيشتر آلات و افزار نقاره خانه مانند كرنا، كوس، نقاره طبل، دهل، تبيره، شيپور بود.
    به دنبال آشنايي قشون ايران به نظام جديد اروپا تجهيز قشون به توپ و تفنگ و تغيير روش نظام و جنگ ادوات و آلات موسيقي نظامي نيز عوض مي شد و موزيك نظامي تازه اي مي بايست وظيفه نقاره خانه را انجام دهد.
    امير كبير نيز كه در زمان عباس ميرزا در آذربايجان كاملأ با فنون نظام جديد آشنا شده بود اقدام به اصلاح قشون كرد و سپاهياني منظم به دستياري معلمين و مربيان خارجي ترتيب داد و بعضي از آلات و لوازم جنگي جديد را ميان سپاهيان ايران رواج داد ولي مرگ نابهنگام عباس ميرزا، و عزل امير صدارت اقدامات اصلاح طلبانه آن دو را متوقف گذاشت تا اين كه در زمان ناصرالدين شاه هيات نوازندگان نظامي يعني دسته‌هاي موزيك جديد به سبك اروپايي در ايران تشكيل شد و جاي نقاره خانه را گرفت.
    هنگامي كه ناصرالدين شاه به حكومت رسيد بر اساس تقاضاي و پيشنهاد ميرزا تقي خان فرهنگ كشور به تاسيس يك مدرسه عالي همت گمارد اين مدرسه در سال 1268 ه.ق افتتاح گرديد و دارالفنون يا مدرسه شاهي ناميده شد. در واقع حكم دانشگاه آن زمان را داشت. تشكيل دارالفنون گر چه به پيشنهاد اميركبير انجام گرفت، اما هنگام افتتاح آن اميركبير در تبعيد و در انتظار مرگ به سر مي برد.
    در شعبه اي از دارالفنون نظامي به دسته هاي پياده سوار و توپخانه و مهندس آموزش داده مي شد و به منظور پرورش افراد كه بتوانند وضع نظام ايران را اصلاح كنند، به ايجاد قشون متحمد التكل منظمي پرداختند و از كشورهاي اتريش و فرانسه آموزشگراني متخصص استخدام كردند و شعبه موزيك تاسيس گرديد. در سال 1235 ه.ش دو كارشناس موزيك به نامهاي «بوسكه» و «رويون» از فرانسه به ايران آمدند و به تشكيل دسته موزيك سلطنتي به روش فرانسه در ايران پرداختند. به اين طريق نخستين گام در جهت رواج موسيقي غربي و تاثير گذاري آن بر موسيقي ايران نهاده شد و اين ترويج توسط تشكيلات تمركز يافته دولتي صورت گرفت.
    پس از چند سال هنگامي كه ناصرالدين شاه به فرانسه سفر كرد. مجذوب موزيك تشريفاتي آنجا شد و براي آموزش موسيقي نظام تقاضاي خود صلاحيت داري جهت آموزش در ايران كرد كه آنها موسيقيداني به نام «آلفرد ژان با تسبت لومر» را در سال 1248 ش. به ايران گسيل داشتند. كه شاگردان زيادي تربيت يافت.
    در سال 1297 ه.ش كه فرهنگ (آموزش و پرورش) سازماني جديد پيدا كرد به پيشنهاد سرتيپ غلامرضا مين باشيان مدرسه موزيك تاسيس شد. در حقيقت شعبه موزيك دارالفنون تبديل به «مدرسه موزيك» و جزو تشكيلات وزارت معارف گرديد. رياست آن نيز به سرتيپ غلامرضاخان مين باشيان كه از فارغ التحصيلان موزيك دارالفنون بود و در فرانسه و روسيه تحصلات موسيقي كرده بود، سپرده شد و اين نخستين موسسه اي است كه براي آموزش موسيقي نظامي به روش علمي جديد در ايران دائر شده است.
    دوره تحصيلي در مدرسه موزيك 5 سال و شرط ورود به آن داشتن گواهينامه ششم ابتدائي بود. شادروان روح الله خالقي در بخش اول سرگذشت موسيقي ايران مي نويسد، منظور اساسي از تشكيل شعبه موزيك در دارالفنون تهيه نوازندة آلات بادي موسيقي نظام و تربيت مربي براي اداره كردن دستجات موسيقي نظامي بود. شاگردان اين شعبه كه لباس نظامي به تن داشتند مشغول فراگرفتن تعليمات موسيقي شدند. چون معلم اروپايي زبان فارسي نمي دانست ميرزا عليخان نقاشباشي ملقب به مزين الدوله كه معلم فرانسوي و نقاش دارالفنون هم بود به سمت مترجمي لومي منصوب گرديد و درس موسقي نظري او را كه براي شاگردان مي گفت به طور سوال و جواب به فارسي ترجمه كرد و اولين كتاب تئوري موسيقي را به سبك جديد يا جمله هاي فرانسه و ترجمه فارسي آنها نوشت و در چاپخانه دارالفنون به چاپ رسانيده در دسترس شاگردان مدرسه قرار داد. ( 1301 هجري قمري برابر با 1882 ميلادي)
    در بسياري از مراسمات از قبيل جشن عروسي از موزيك نظام استفاده مي شد: دو مرتبه موزيك دسته نظامي به خانه عروس مي رفت يكي بعد از ظهر روز عروسي براي بردن رخت داماد به سر حمام، و ديگري در موقع بردن عروس به خانه داماد. به اين ترتيب كه در مراجعت از حمام دسته موزيك جلو داماد مي افتاد و او را تا عروس خانه مي رساند. در موقع عروس آوردن هم باز دسته موزيك جلو عروس مي افتاد او را به خانه داماد مي رساند.
    شاگردان شعبه موزيك دارالفنون تربيت شدگان مسيولومر
    1-سليمان خان: سليمان ارمني از نخستين شاگردهاي لومر بود. خود قره ني كوچك مي زد و پيانو مي نواخت و در تعليم تمام اسبابهاي بادي دست داشت. وي بعدها رئيس موزيك عبدالحسين ميرزاي فرمانروا سفري براي آوردن آلات موسيقي نظامي به خارج از ايران رفت.
    2-يوسف خان: از هم شاگرديهاي سليمان خان و از شاگردان لومر بود و دسته هاي موزيك نظامي را اداره مي كرد.
    3-مين باشيان غلامرضاخان سالار معزز: از شاگردهاي لومر بود كه بعدها معلم شعبه موزيك و رئيس كل موزيك شد. به كمك مزين الدوله دوره كتاب هماهنگي و سازشناسي و اركسترشناسي موسيقي نظامي را براي تدريس به شاگردان مدرسه موزيك ترجمه كرد. اين شاگردان قرار بود بعدها رئيس دسته هاي موزيك شوند. ولي اين جزوه ها به چاپ نرسيد. او يك سلام رسمي در دوره مشروطيت ساخت و چند سرود براي مدرسه آمريكائي آن روز ساخته است. از خدمات سالار معزز به جزء تربيت شاگردان در مدرسه موزيك و ترجمه كتابهاي هم آهنگي سازشناسي و اركسترشناسي به كمك مزين الدوله كه به چاپ نرسيد، ساختن سرود رسمي در جريان مشروطيت و ساختن مارشها و سرودهاي نظامي و ميهني و ساختن تمام سرودهاي مدرسه آمريكائي تهران بوده است. ديگر از خدمات او نوشتن موسيقي ايران با نت بود كه چند قطعه از او مانند فانتزي ماهور چاپ روسيه و بوزن سه چهارم در گام ماهور سل با نت هاي مربوط به دست چپ پيانو نوشته است و در تنظيم آنها از قواعد هم آهنگي استفاده كرده است.
    4- نصرالله مين باشيان: او فرزند ارشد سالار معزز بود. در شعبه موزيك دارالفنون به فراگيري موسيقي پرداخت و در نوجواني به منظور ادامه آموزش رهسپار روسيه گرديد و در كنسرواتوار موسيقي مسكو به تحصيل پرداخت.
    5- حسين هنگ آفرين: پسر عبدالله خان يكي از شاگردان لومر بود. رياست يكي از دسته هاي موزيك قزاقخانه را به عهده داشت. نه تنها در موسيقي نظام تحصيل كرده بود بلكه آشنايي كامل به رديف موسيقي ايران داشت، سه تار و تار مي نواخت و در مدرسه موزيك استادي مي كرد.
    ارسلان خان ناصر همايون و ابراهيم آژنگ نيز از ديگر شاگردان مدرسه موزيك مي باشند.
    تصنيفدوره قاجاريه
    اصطلاح تصنيف در سده هاي هشتم و نهم هجري قمري به جاي قول و غزل بكار مي رفته است. قول و غزل نوعي سكر بوده است كه خود داراي وزن عروضي و ايقامي بود و باالحان موسيقي مي‌توانستند آنرا بخوانند. تصنيفهاي قديم را تذكرها جزو ادبيات محسوب نداشته و در كتابها و رساله هاي بازمانده ذكري به ميان نيامده است كه از دوره صفويه از تصنيفيف مواردي در اين منابع ذكر شده است. كه تصنيف ذيل در تذكره نصرآبادي نقل شده و شاه عباس نيز به آن خلعت داده است.
    صد داغ بدل دارم زان دلبر شيدائي آزرده دلي دارم من دانم و رسوائي
    يكي از قديمي ترين تضعيفهائي كه از دورة قبل از قاجار به جاي مانده تصنيف مربوط به سرنوشت غم انگيز لطفعلي خان زند است كه بين كرمانجها (كوليها) رايج بوده و با كمانچه و ني خوانده مي شد.
    هر دم صداي ني مياد آواز وي در پي مياد
    لطفعلي خانم كي مياد روح و روانم كي مياد
    آرام جان، روح روانم و ........
    اين نوع اشعار خوبي و آهنگي و نيز تصنيف و سرود آهنگهاي محلي پيوسته در ايران قاجاريه با مضامين انتقادي ساخته شدند و شمار آنها بسيار است كه به چند نمونه اشاره مي شود.
    زماني كه فرمان ميرزاي معتمد الدوله والي فارس بوده براي او ساخته اند:
    اي وطن داريوش از چه اسير غمي همچو سر زلف يار آشفته و درهمي
    شيراز به اين خرمي هوا به اين پرغمي
    و نيز در سال 1304 ه.ق كه ظل السلطان فرزند ناصرالدين شاه به تهران آمد وحكم انفصالش از حكومت ولايات اصفهان، به دستش رسيد اشعار ذيل را براي او ساختند و در كوچه و بازار مي خواندند.
    ستاره كوره ماه نميشه سازد لوچه شاه نميشه
    تو بودي كه پارك مي ساختي سر در ولاك مي ساختي
    پشتا تو دادي به پشتي صارم الدوله را تو كشتي
    كفشا تو گيوه كردي خواهر تو بيوه كردي
    در دورة قاجار به سبب رونق موسيقي در دربار و خارج از دربار دامنه ساختن تصنيف وسعت گرفت و اشخاص از طبقات مختلف با اطلاع از موسيقي با داشتن ذوق شعري، يا هر دو، تصنيف و آهنگ مي‌ساختند و از آنجمله بودند، صدراعظم محمد شاه و ديگر رجال درباري، ملكان خانم رقاصه جهان خانم مهدعليا، مادر ناصرالدين شاه، جهانگير مراد، تاج السلطنه دختر ناصرالدين شاه و غير اينها.
    تصنيف سلطان كه در مايه چهارگاه ساخته شده اين است: با وزن «دو ضرب لنگ» يا «سه ضربي»
    بتا بتا مجنون و مفتونم من از غم تو من از غم تو
    تنها تنها ديده چون جيحونم من از غم تو من از غم تو
    براون مي نويسد:« در ايرانيها نه فقط اشعار سعدي و حافظ و خاقاني را به سه تار و زير ساية درختها مي خواندند. بلكه هنگامي كه در باغها به تفريح مشغولند، اشعار ديگري را هم مي خوانند، غير از اشعار بزرگ و بلند و فصيح و محكم ، ايرانيان اشعاري سبك دارند كه وزن آن غير از اوزان شعر معمولي است كه در كتابها ديده مي شود و اين اشعار همانا تصنيف است كه در جاده ها و بافها و گاهي با آهنگ سه تار مي خوانند و تا آنجا كه من تحقيق كرده ام سرايندگان آنها معلوم نيست و كساني كه تصنيف مي‌سرايند ترجيح مي دهند كه گمنام باشند.»
     
  4. golman

    golman کاربر تازه وارد

    تاریخ عضویت:
    ‏6/4/16
    ارسال ها:
    13
    تشکر شده:
    11
    امتیاز دستاورد:
    3
    جنسیت:
    مرد
    از نيمه هاي دوره ناصرالدين شاه كه بيداري افكار آغاز شده فكر سرودن شعرهاي انتقادي در بين بعضي شاعران پديد آمد و پس از مشروطيت ساختن تصنيفبا مضمونهاي اجتماعي و انتقادي وسيلة نشر افكار آزاديخواهي قرار گرفت و تصنيفهاي ابوالقاسم عارف كه بيشتر درو نمايه اي اجتماعي و انتقادي داشت، بر سر زبانها بود و در تمام كشور منتشر مي شد. بعضي شاعران معروف هم به ساختن تصنيفهاي اجتماعي و جز آنها همت گماشتند كساني چون ملك الشعراي بهار و وحيد دستگردي.
    تصنيفهاي اين دوره به دو صورت ساخته مي شد، با شعر و آهنگ از يك نفر بوده هم چون گذشته، با اينكه موسيقيداني آهنگ را مي ساخت و شاعري شعر آن را مي سرود.
    2- عارف قزويني:
    تصنيفهاي عارف بازگو كننده مجاهدت آزادي خواهان در دوره پانزده ساله مبارزات مشروطه طلبان به شمار مي رود. عارف چون هم طبع شعر داشت و هم به آوازهاي موسيقي ايران آشنائي داشت با قريحه ابتكاري و روح آزادگي توانست تصنيفهاي بوجود آورد كه داراي انگيزندگي و پشتوانه حوادث اجتماعي و سياسي عصر خود بوده است.
    اولين تصنيفوطني كه ساخته است در شور بوده است كه براي ورود فاتحين ملت به طهران 1326 ه.ق سرود تصنيف ديگر رشتي است اين تصنيف را عارف به مناسبت علاقه زيادي كه حيدر خان عمواغلي به آن داشت به يادگار حيدرخان در ديوانش به چاپ رسانيد. تصنيف مذكور حدود 1910 م. سروده شد و با اين شعر آغاز مي شود.
    هنگام مي و فصل گل و گشت جانم گشت و خوا گشت و چمن شد. الا آخر
    و در بند دوم:
    از خون جوانان وطن لاله دميده از ماتم سرو قدشان سرو خميده. الاآخر.
    عارف اولين تصنيف سازي است كه مضامين اجتماعي، سياسي و انتقادي را به تصنيف وارد كرد. او چون موسيقي مي دانست در تركيب نغمه هاي زيبا به حسن سليقه داشت.
    3- محمد علي امير جاهد
    از شاعران و تصنيف سازاني است كه در سالهاي پيرامون 1305 ه.ش شهرت او آغاز گشت. او در سال 1313 ه.ق متولد شد و تحصيلات خود را در تهران انجام و مدتي به خدمات مطبوعاتي مشغول بود. تصنيفهاي: رشتي «در ملك ايران»
    ماهور «كشور دل» سه گاه «امان از اين دل» و...... حائز اهميت است.
    به جزء شاعران و تصنيف سازان فوق الذكر. افرادي نيز به عنوان تصنيف خوان و ضرب گيرها در اين دوره فعاليت داشتند كه به شرح ذيل ذكر مي گردد: جيب سماع حضور، آقاجان اول، محمد تقي خان، حاجي خان، آقاجان دوم، جان خان كليمي، رضا روانبخش، حاجي احمد كسايي و عيسي آقاباشي، كسان ديگري چون حسن نوازندة سه تار رضا قليخان، اسماعيل قديري، اصغر آكميانيان، زمان آقاباشي، اكبرخان، باقرخان، اصغر محمد حسين بيك، كريم منجم باشي حسين ملندوق...... آنچه گفته شد مختصري از اوضاع تصنيف در دهة قاجار مي باشد كه براي بررسي تحول تصنيف سازي دوره مزبور نياز به بحث مفصل است كه بصورت كامل ارزيابي گردد.
    تصنيف سازان دورة قاجاريه
    تصنيفهايي كه شعر و آهنگ آن را يك نفر يعني موسيقيدان شاعر مي ساخت اغلب بهتر از كار درآمد. معروفترين سازندگان اين قبيل تصنيفها در درجه اول علي اكبر شيدا و سپس عارف و امير جاهد بودند.

    1- علي اكبر شيدا:
    بيات شيرازي متخلص به شيدا و ملقب به سرور عليشاه از اهالي طالقان، مردي شاعر، خوشنويس و موسيقيدان بود و در ساختن تصنيف مهارت داشت. پس از تحصيلات به سمت منشيگري در دستگاه حكومت مشغول كار شد و مورد توجه فتحعلي خان صاحب ديوان حاكم فارس قرار گرفت. پس از عزل صاحب ديوان با او به تهران آمد و از اين زمان شيدا ساكن تهران شد
    از مهمترين تصنيفهاي شيدا در عشق مرضيه بود كه به چند نمونه اشاره مي شود.
    تصنيف شور در وزن 8/6
    بدو بدو بدو بدو بدو بدو اي بت رعنا به قلب شيدا بده تسلا
    دلم را براي مرضيه غمم نخوردي مرضيه زمهرشان ملك ري دل من از تو راضيه و .....
    شيدا هنرمندي عاشق و مردي وارسته بود. غزل نيكوي ساخت و خط نستعليق را زيبا مي نوشت و با ذوق سرشاري كه داشت از ساختن تصنيف تحولي پديد آورد. تصنيف هايش استادانه، جذاب، ساده و طبيعي و مطابق با موازين موسيقي و داراي وزن و آهنگي دلنشين است. تصنيف هاي خود را بيشتر در نيمه هاي شب و در تنهايي مي ساخت و در آن عالم صفا و محبت ناله هاي خود را به صورت آهنگهاي جان گداز به مجلاتي ساده و روان از سينه بيرون مي داد سرانجام درزي درويشان در خانقاه مرحوم صفي عليشاه، به معتكف شد و در حدود سال 1327 هجري قمري همانجا درگذشت و در ابن بابويه به خاك سپرده شد.

    موسيقي نوين ايران
    بعد از دورة درخشاني كه مسلم بن محرز، ابراهيم واعق موصلي، فارابي و صفي الدين ارموي در موسيقي ايراني بوجود آوردند از قرن هشتم هجري هنر موسيقي ايران به انحطاط گذاشت و از آن زمان تا دورة مشروطيت كوچكترين قدمي در پيشرفت آن برداشته نشد.
    در دوران صدارت ميرزاتقي خان اميركبير كه به علوم و صنايع و هنرهاي زيبا توجه شد و ايران نخستين بار در صدد هم آهنگي با دنياي متمدن غرب برآمد با تأسيس مدرسة دارالفنون شعبه اي نيز به موسيقي اختصاص داده شد و براي تدريس اين فن مسيو لومر از فرانسه استخدام شده به ايران آمد.
    از اين زمان اولين بار اصول موسيقي علمي غربي تدريس شد ولي چون اين شعبه اصلاً براي موسيقي نظام بوجود آمده بود مسيو لومر بيشتر به سازهاي بادي توجه داشت. با اين حال يك كتاب تئوري موسيقي به فارسي ترجمه شد به چاپ رسيد و مدتي در آن شعبه تدريس شد.
    نخستين تحول واقعي موسيقي را غلامحسين درويش (1251 – 1305) آغاز كرد. درويش در نواختن تار دست داشت. تا آن زمان تار پنج سيم داشت و درويش از روي «ستار» به فكر افتاد سيم ديگري به تار بيافزايد و از آن وقت تار داراي شش سيم شد.
    مشيرهمايون شهردار (1264) نخستين پيانيست بزرگ ايراني است كه آكروهاي پيانو را در موسيقي ايراني وارد كرد. پيش از مشير همايون، سالار معزز و چند تن از موسيقي دانهاي ديگر به پيانو آشنائي داشتند ولي اصول كار آنها بسيار ساده و بدون تكنيك بوده مشير همايون از روي قواعد سنتور تكنيك ايراني پيانو را بوجود آورد و چهار مضرابهائي به سبك سنتور براي پيانو ساخت به علاوه چند پيش درآمد براي رشتي، شور، اصفهان و همايون نيز تصنيف كرد.
    دامنه اين تحول بزودي وسعت يافت و با استفاده از سازها و اصول موسيقي غربي دو مكتب موسيقي در ايران بوجود آمد كه شامل مكتب موسيقي ملي ايران و مكتب موسيقي كلاسيك ايران مي باشد كه به شرح هر كدام از اين مطالب خواهيم پرداخت.

    مكتب موسيقي ملي ايران
    عليقلي وزيري (1265) موسس اين مكتب است و او پس از تحصيل موسيقي در فرانسه و آلمان در صدد برآمد موسيقي ايران را از وضع اسفناك گذشته درآورد و به اين قصد پس از مراجعت به ايران در سال 1302 يك مدرسه موسيقي تاسيس كرد و آن زمان به اصلاح موسيقي ايراني همت گماشت.
    وزيري نخستين كسي است كه موسيقي ايراني را بصورت تست درآورد و سعي كرد هارموني را در آهنگهاي ايراني وارد كند و در اين زمينه قطعاتي براي اركستر ساخته و چند كتاب در اصول هارموني ايراني، آوازشناسي و تئوري موسيقي نوشته است. از كارهاي عمده وزيري وارد كردن تغيير بنام در موسيقي ايراني است و در اين مورد شيوة خاصي اختيار كرد. كه با مقايسة موسيقي يك نواخت گذشته تحول بزرگي محسوب مي شود. متخصص وزيري در تار است و از اين نظر بزرگترين نوازندة معاصر است.
    روح الله خالقي (1285): از شاگردان وزيري و پيرو مكتب اوست و او سعي كرده اصالت موسيقي ايراني را بخصوص از حيث مشخصاتي ك در ربع پرده ها ايراني وجود دارد حفظ و ثبت كند و به اين طريق از تباهي و از بين رفتن آنها جلوگيري كند.
    خالقي هم مانند وزيري با تغيير ضرب و مقام متنوعي به موسيقي داد. به علاوه از ترانه هاي محلي هم در موسيقي خود استفاده كرده است از كارهاي خالقي «مي ناب» و «آه سحر» براي آواز و اركستر چند اتود براي ويولون به نام «رنگا رنگ» و چند تصنيف و ترانة محلي براي اركستر تنظيم شده است.
    ابوالحسين صبا (1271): چندي نزد عبدالله، درويش و وزيري تحصيل موسيقي كرد و از نواختن ويولون به نام اسناد مي رسيد و از نخستين كسي است كه تكنيك را در موسيقي ويولون ايراني وارد كرد و از اين حيث مؤسس مكتب ويولون ايران و از نوازندگان زبر دست اين ساز است.
    جواد معروفي (191): از پيانيست هاي بزرگ ايراني است كه در مكتب وزيري تحصيل كرده و با استفاده از تكنيك موسيقي غربي جلوة تازه اي به موسيقي پيانوي ايراني داده است.
    بعضي از قطعات پيانوي معروفي بسيار ساده است ولي در عين سادگي زيبائي و لطف خاصي دارد. اما آثار بزرگ او در پيانو راپسوني شماره 1 در اصفهان، راپسوني شمارة 2 در همايون و راپسوني شمارة 3 در ماهور است.

    مكتب موسيقي كلاسيك ايران
    تأسيس موسيقي نظام در ايران اولين آشنائي به موسيقي غربي بود اعزام محصلين ايران به كشورهاي اروپا و حشر و نشر با ملل ديگر نيز كمك ماثري به توسعه هنر و موسيقي غربي كرد پس از اختراع گرامافون صفحات موسيقي غربي به صورت كالاهاي تجارتي به بازارهاي ايران آمد و گروهي با خريد آن به موسيقي ايراني آشنا شدند و بالاخره با اختراع راديو تحقيق كاملتر شد.
    امين الله حسين (1282): از كودكي كه سود اوليه موسيقي را نزد مادرش قرار گرفت و تا انقلاب اكتبر 1917 در پطروگراد مشغول تحصيل بود پس از آن براي تحصيل طب به آلمان رفت ولي ذوق موسيقي او را از ادامه اين رشته منصرف كرد و پس از چندي برخلاف ميل پدر به هنرستان موسيقي وارد شد.
    در سفر پاريس حسين بر كنسرواتوار پاريس به تحصيل پرداخت و نخستين ايراني است كه تحصيلات خود را در آن كنسرواتوار به پايان رسانيد در سال 1326 حسين يك پوئم سنفونيك به نام خرابهاي تخت جمشيد در لندن به مورد اجراع گذاشت اين كنسرت كه با اركستر سنفونيك لندن به رهبري بازيل كامرون اجراع شد باعث شحرت او در انگلستان گرديد.
    پرويز محمود (1289): قسمتي از تحصيلات موسيقي را در كنسرواتور بروكسل انجام داد و در سال 1318 پس از اشغال بلژيك به ايران باز گشت مدتي به رياست اركستر هنرستان موسيقي و بالاخره به رياست موسيقي كشور منصوب شد. محمود در سال 1322 اركستر سنفونيك تهران را تشكيل داد و با آن قدم بزرگي در آشنا كردن مردم به موسيقي كلاسيك برداشت قطعاتي كه محمود ساخته بيشه عشق، چند آواز و قطعاتي براي اركستر مانند راپسودي نوروز، مهرگان، فانتزي كرد براي پيانو و اركستر.
    روبيك گريگوريان (1294): در فعاليتهاي هنري محمود همكار و معاون بود و او تحصيلات خود را در هنرستان موسيقي تهران به پايان رسانيد و مدتي رهبري آوازهاي دسته جمعي هنرستان را به عهده داشت. او نخستين كسي است كه ترانه هاي محلي ايران را جمع آوري كرده و براي چهار صدا تنظيم كرد. و در اين زمينه دو مجلت از ترانه هاي محلي را انتشار داد كه آي سركوتل، «مسم مسم» هي يار هي يار ، بين آنها معروفتر است.
    مرتضي حنانه (1301): از شاگردان با استعداد هنرستان موسيقي تهران بود كه مدتي نزد محمود درس كمپيزيسيون گرفت و پس از پايان تحصيلات متوسطه در موسيقي ايران مطالعه كرد. و در اين زمينه قطعاتي مانند سه تار براي ويولون و پيانو به فرم كلاسيك را براي اركستر نوشت.
    ناصحي و باغچه بان، هوشنگ استوار از ديگر كساني است كه مكتب موسيقي كلاسيك ايران را ايجاد نموده و با استفاده از موسيقي غربي در راستاي موسيقي علمي و كلاسيك قدمهاي زيادي را برداشتند كه پيش رفت اين نوع از موسيقي را در دوره پهلوي شاهد هستند.

    خلاصه موسيقي ملي ايران در عصر قاجار
    در عصر قاجار به واسطه توجه فتحعلي شاه و به ويژه ناصرالدين شاه به عيش و عشرت دوستي و رواج مراسم روضه و تعزيه و علاقه اعيان و اشراف و رجال وابسته به دربار به اين تشريفات و وسيله تجمل و تفنن و نوازندگي بين طبقات مختلف درباري و مردم به تدريج متداول شد و به مناسبت مباشرت افرادي از طبقات عالي اجتماعي به نوازندگي و رونق بازار روضه و تعزيه هنر موسيقي ناصري اعتبار و حيثيت گذشته خود را باز يافت و به اهميت اساتيد فن و علاقه مندان به اين هنر ارجمند آنچه از موسيقي ايران به اين دوره انتقال يافته بود از پراكندگي خارج شد و سر و سامان گرفت در اين دوره با ظهور هنرمندان نامي و اساتيد ماهر در خوانندگي و نوازندگي به ويژه در زمان سلطنت طولاني ناصرالدين شاه و تمايل شديد اين پادشاه و درباريان و رجال وابسته به دربار به شنيدن ساز و آواز و علاقه طبقات مختلف به آموختن اين هنر و رواج تعليم و تعلم در موسيقي از يك سو آن را از انحصار طبقه اي خاصي خارج نمود و بر اعتبار و وسعت آن افزود و آن را از صورت ابتذال گذشته خارج كرده تاسيس مدرسه دارالفنون و توجه به موسيقي اروپايي و تشكيل شعبه موزيك نظامي و استخدام معلمين خارجي و تشكيل دسته هاي موزيك نظامي و موسسات جديد هنري از سوي ديگر سبب شد تا موسيقي به عنوان يك هنر ارزنده مورد توجه قرار گيرد و از دستاوردهاي مفيد آن آشنايي با نت (خط موسيقي بين المللي) بود.
    نخستين كتاب موسيقي نظري جديد كه از نوشته هاي مسيولومر فرانسوي بود در همان زمان توسط زين الدوله نقاشباشي به فارسي برگردانده شد و در دسترس هنر آموزان قرار گرفت و در سال 1312 خورشيدي تعليم موسيقي رسما در برنامه مدارس قرار گرفت.
    شعبه موزيك دارالفنون كه در سال 1248 خورشيدي(1288 قمري) تاسيس يافته بود پس از 15 سال با مرگ مسيولومر فرانسوي تعطيل شد در سال 1293 خورشيدي بنا به پيشنهاد مرحوم غلامرضا خان ميني باشيان مدرسه موزيك دارالفنون ديگر بار تاسيس گرديد. پس از در گذشت ميني باشيان رياست مدرسه به استاد علي نقي وزيري محول شد و اركسترشناسي و آهنگ سازي و تدريس پيانو نيز به ايشان واگذار شد. دوره اين مدرسه 5 سال بود و در 1308 خورشيدي اركستر آن مدرسه نيز داير گرديد. مدرسه موسيقي به موجب قانون تربيت معلم مورخ اسفند ماه 1312 خورشيدي به هنرستان موسيقي نام داد و طبق برنامه تنظيمي آن دوره مدرسه ده سال شد.
     
  5. ッ

    مدیر کل انجمن عضو کادر مدیریت برنده مسابقات پاپ موزیکی

    تاریخ عضویت:
    ‏11/3/15
    ارسال ها:
    24,003
    تشکر شده:
    65,275
    امتیاز دستاورد:
    113
    ممنون از تاپیک..
    ولی خلاصه تر بنویسید لطفا..!

    خیلی طولانیه و خوندنش سخت...
     
  6. mehrzadk

    mehrzadk کاربر تازه وارد

    تاریخ عضویت:
    ‏17/7/16
    ارسال ها:
    10
    تشکر شده:
    6
    امتیاز دستاورد:
    3
    جنسیت:
    مرد
    وب سایت:
    عالی بود و پر محتوا
     
بارگذاری...