1. در صورتی که برای اولین بار از این سایت بازدید میکنید, لازم است تا راهنمای سایت را مطالعه فرمایید. در صورتی که هنوز عضو نشده اید برای ارسال مطالب , دانلود فایل ها و ...عضو شده و در سایت ثبت نام کنید.با کلیک بر روی ثبت نام در مدت کوتاهی عضو سایت شده و از مطالب و امکانات سایت بهره مند شوید.
  2. هر گونه بحث سیاسی و خلاف قوانین جمهوری اسلامی ایران ممنوع می باشد و به شدت برخورد می شود.
  3. در صورت شکایت از مدیران و ناظران انجمن با کاربر farbod در ارتباط باشید.

شعری بسیار زیبا از شهریار

شروع موضوع توسط آوینا ‏26/11/16 در انجمن شعر

  1. آوینا

    آوینا کاربر تازه وارد

    تاریخ عضویت:
    ‏17/5/16
    ارسال ها:
    716
    تشکر شده:
    1,578
    امتیاز دستاورد:
    93
    جنسیت:
    زن
    می نویسم غزلی باز به اصرار دلم
    مدتی هست شدم سخت گرفتار دلم

    گریه می خواهد و من باک ندارم که چطور
    بتوانم بزنم دست به انکار دلم

    تو که رفتی همه شهر مرا پس زده اند
    بعدِ تو هیچ کسی نیست خریدار دلم

    من که اصلا به درک فکر دلم باش عزیز
    بوسه بر دار تو از گونه تبدار دلم

    واژه کم آمده است، حیف، دلت نرم نشد
    می روم تا بشوم باز عزادار دلم

    ?شهریار
     
    Lonely lovely، sh-90 و ƤƛƬƦƠƝƠ از این ارسال تشکر کرده اند.
  2. novinwebsite

    novinwebsite کاربر تازه وارد

    تاریخ عضویت:
    ‏24/6/17
    ارسال ها:
    12
    تشکر شده:
    18
    امتیاز دستاورد:
    3
    جنسیت:
    مرد
    وب سایت:
    خمار انتظار

    شب گذشته شتابان به رهگذار تو بودم
    به جلد رهگذر اما در انتظار تو بودم

    نسیم زلف تو پیچیده بود در سر و مغزم
    خمار و سست ولی سخت بی قرار تو بودم

    همه به کاری و من دست شسته از همه کاری
    همه به فکر و خیال تو و به کار تو بودم

    خزان عشق نبینی که من به هر دمی ای گل
    در آرزوی شکوفائی و بهار تو بودم

    اگر که دل بگشاید زبان به دعوی یاری
    تو یار من که نبودی منم که یار تو بودم

    چو لاله بود چراغم به جستجوی تو در دست
    ولی به باغ تو دور از تو داغدار تو بودم

    به کوی عشق تو راضی شدم به نقش گدایی
    اگر چه شهره به هر شهر و شهریار تو بودم


     
    Aftbgard∞n از این پست تشکر کرده است.
بارگذاری...