1. در صورتی که برای اولین بار از این سایت بازدید میکنید, لازم است تا راهنمای سایت را مطالعه فرمایید. در صورتی که هنوز عضو نشده اید برای ارسال مطالب , دانلود فایل ها و ...عضو شده و در سایت ثبت نام کنید.با کلیک بر روی ثبت نام در مدت کوتاهی عضو سایت شده و از مطالب و امکانات سایت بهره مند شوید.
  2. هر گونه بحث سیاسی و خلاف قوانین جمهوری اسلامی ایران ممنوع می باشد و به شدت برخورد می شود.
  3. در صورت شکایت از مدیران و ناظران انجمن با کاربر farbod در ارتباط باشید.

دلنوشته های یک ............

شروع موضوع توسط *معصومه* ‏9/5/16 در انجمن کتاب و رمان

  1. *معصومه*

    *معصومه* کاربر تازه وارد

    تاریخ عضویت:
    ‏9/5/16
    ارسال ها:
    291
    تشکر شده:
    2,409
    امتیاز دستاورد:
    93
    شغل:
    قرآن خوندن
    محل سکونت:
    زیر آسمون آبی
    خدایا:

    قسم به لحظه ای که دلم را می شکنند و جز تو مرهمی نیست

    قسم به لحظه ای که مرا می فروشند و جز تو خریداری نیست

    قسم به لحظه ای که تنهایم می گذارند و جز تو همراهی نیست

    قسم به لحظه ای که دوستم ندارند و عاشقی جز تو نیست

    *من دوستت دارم*
     
    maryam khanoom، sama0، ریحانه بانو و 8 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  2. *معصومه*

    *معصومه* کاربر تازه وارد

    تاریخ عضویت:
    ‏9/5/16
    ارسال ها:
    291
    تشکر شده:
    2,409
    امتیاز دستاورد:
    93
    شغل:
    قرآن خوندن
    محل سکونت:
    زیر آسمون آبی
    عیب نداره که ” تنهایی “…

    عیب نداره که شبا بدون ” شب بخیر ” می خوابی …عیب نداره که جمله ی “دوستت دارم ” رو نمیشنوی …
    عیب نداره که دلش دیگه برات ” تنگ ” نمیشه …
    عیب نداره حرفاتو باید تو تختت با ” خودت ” بزنی …
    عیب نداره زیره بارون بدون اون ، باید ” تنها ” خیس شی …
    عیب نداره که کسی نیست ” درد ” هاتو بهش بگی …
    عیب نداره گلم ، ” خــدا بــزرگــه ” اونم تنهاست ، بدون شب بخیر می خوابه ، دوستت دارم های تورو میشنوه و دلش برات تنگ میشه !
    حرفاتو به اون بزن ، زیره بارون باهاش قدم بزن ، به خودش قسم به درد و دلت گوش میده !!
     
    maryam khanoom، sama0، ریحانه بانو و 9 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  3. *معصومه*

    *معصومه* کاربر تازه وارد

    تاریخ عضویت:
    ‏9/5/16
    ارسال ها:
    291
    تشکر شده:
    2,409
    امتیاز دستاورد:
    93
    شغل:
    قرآن خوندن
    محل سکونت:
    زیر آسمون آبی
    خـــــــــدایـــــــــــا دلــــــم كــــــه برایـــــت تنــــــگ می شــــــود


    بــــــا آنكـــــــه می دانـــــم همـــــه جــــــــا هستی،


    امــــــا بــــــه آسمـــــــان نگـــــــاه می كنم،


    چــــــرا كــــه آسمـــــــــان ســــــــــــه نشــــــــــــانه از "تــــــــــــو" دارد:


    بــــی انتهـــــــــاست....


    بــــــی دریــــــــــــــغ اســــــــت


    و چــــــون یـــــك دست مهربـــــــــــان


    همیشـــــــه بــــــــــالای ســــــر مـــــــاست...
     
    maryam khanoom، sama0، ریحانه بانو و 8 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  4. *معصومه*

    *معصومه* کاربر تازه وارد

    تاریخ عضویت:
    ‏9/5/16
    ارسال ها:
    291
    تشکر شده:
    2,409
    امتیاز دستاورد:
    93
    شغل:
    قرآن خوندن
    محل سکونت:
    زیر آسمون آبی
    خیلی دلم گرفته بود.خیلی خسته بودم، سرد، ناامید، تنها...

    تو بس که مهربونی باهام حرف زدی.این آیه از کتابت رو روی یه تابلوی خیابون دیدم.


    انگار صدات توی دلم پیچید.چرا انقدر خسته ای عزیزکم؟


    مگه من خدای مهربون تو نیستم؟


    مگه هر اشتباهی می کنی بازم آغوش من برات باز نیست؟


    یعنی من برات کافی نیستم؟


    شرمندتم خداجونم. شرمنده ام...
     
    maryam khanoom، sama0، ریحانه بانو و 9 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  5. *معصومه*

    *معصومه* کاربر تازه وارد

    تاریخ عضویت:
    ‏9/5/16
    ارسال ها:
    291
    تشکر شده:
    2,409
    امتیاز دستاورد:
    93
    شغل:
    قرآن خوندن
    محل سکونت:
    زیر آسمون آبی
    دوستش دارم...

    بزرگیش را... سکوتش را... عظمتش را...


    ابهتش را... تنهاییش را...


    حکمتش را... صبرش را... و... و...


    خدا را میگویم.
     
    maryam khanoom، sama0، ریحانه بانو و 8 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  6. *معصومه*

    *معصومه* کاربر تازه وارد

    تاریخ عضویت:
    ‏9/5/16
    ارسال ها:
    291
    تشکر شده:
    2,409
    امتیاز دستاورد:
    93
    شغل:
    قرآن خوندن
    محل سکونت:
    زیر آسمون آبی
    و چــــــون به انســـــان آسيبــــــى رســـــد ...


    مــــــا را به پهلـــــو خوابيـــــــده يا نشســــــته و يا ايستـــــــاده میخواند ...


    و چـــــون گرفتاريـــــش را برطرف كنيـــــــم ...


    چنـان میرود كه گويـى ما را براى گرفتـاري اى كه به او رسيـده بود ، نخوانـده اســت ...


    * سوره یونــــس – آیه 12 *


    خــــــــدایــــــا ... فقــــــط یــــــــــه جمـــــله :


    # شــــــــرمنــــــــــدتیــــــــــــــــــم #
     
    maryam khanoom، sama0، ریحانه بانو و 8 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  7. *معصومه*

    *معصومه* کاربر تازه وارد

    تاریخ عضویت:
    ‏9/5/16
    ارسال ها:
    291
    تشکر شده:
    2,409
    امتیاز دستاورد:
    93
    شغل:
    قرآن خوندن
    محل سکونت:
    زیر آسمون آبی
    خدایا !

    اگر روزی فراموش کردم خدای بزرگی دارم . . .


    تو فراموش نکن بنده ی کوچیکی داری . . .


    با نوازشی و یا تلنگری آرام وجودت را . . .


    همراهیت را . . .


    مهربانی و بزرگیت را . . .


    برایم یادآوری کن …
     
    maryam khanoom، sama0، ریحانه بانو و 7 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  8. *معصومه*

    *معصومه* کاربر تازه وارد

    تاریخ عضویت:
    ‏9/5/16
    ارسال ها:
    291
    تشکر شده:
    2,409
    امتیاز دستاورد:
    93
    شغل:
    قرآن خوندن
    محل سکونت:
    زیر آسمون آبی
    در این زمانه هر مجنونی صدها لیلا دارد
    هر شیرینی در قلبش هزار فرهاد دارد

    من همان مجنونم که تنها لیلای من تویی

    تنها عشق و سرپناه من تویی
    خدایـــــــــــا...
    دوستت دارم
    تویی تمام دارایی من
     
    maryam khanoom، sama0، ریحانه بانو و 6 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  9. *معصومه*

    *معصومه* کاربر تازه وارد

    تاریخ عضویت:
    ‏9/5/16
    ارسال ها:
    291
    تشکر شده:
    2,409
    امتیاز دستاورد:
    93
    شغل:
    قرآن خوندن
    محل سکونت:
    زیر آسمون آبی
    ﮔﻔﺘﻢ:ﺧﺴﺘﻪ ﺍﻡ!
    ﮔﻔﺖ:ﺍﺯ ﺭﺣﻤﺖ ﺧﺪﺍ ﻧﺎﺍﻣﯿﺪ ﻧﺸﻮﯾﺪ.(ﺯﻣﺮ/٥٣)

    ﮔﻔﺘﻢ:
    ﻫﯿﭽﮑﺲ ﻧﻤﯿﺪﺍﻧﺪ ﺩﺭ ﺩﻟﻢ ﭼﻪ ﻣﯿﮕﺬﺭﺩ!
    ﮔﻔﺖ:ﺧﺪﺍ ﺣﺎﺋﻞ ﺍﺳﺖ ﻣﯿﺎﻥ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﻭ ﻗﻠﺒﺶ.(ﺃﻧﻔﺎﻝ/٢٦)

    ﮔﻔﺘﻢ:
    ﮐﺴﻰ ﺭﺍ ﻧﺪﺍﺭﻡ!
    ﮔﻔﺖ:ﻣﺎ ﺍﺯ ﺭﮒ ﮔﺮﺩﻥ ﺑﻪ ﺗﻮ ﻧﺰﺩﯾﮑﺘﺮﯾﻢ.(ﻕ/١٦)

    ﮔﻔﺘﻢ:
    ﮔﻮﯾﺎ ﻓﺮﺍﻣﻮﺷﻢ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﻯ!
    ﮔﻔﺖ:ﺑﺨﻮﺍﻧﯿﺪ ﻣﺮﺍ ﺗﺎ ﺍﺟﺎﺑﺖ ﮐﻨﻢ ﺷﻤﺎ ﺭﺍ.(ﺑﻘﺮﻩ/١٥٢)
     
    maryam khanoom، sama0، ریحانه بانو و 6 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  10. *معصومه*

    *معصومه* کاربر تازه وارد

    تاریخ عضویت:
    ‏9/5/16
    ارسال ها:
    291
    تشکر شده:
    2,409
    امتیاز دستاورد:
    93
    شغل:
    قرآن خوندن
    محل سکونت:
    زیر آسمون آبی
    این روز ها ....
    بيشتر از هر زماني ،
    دوست دارم خودم باشم ...
    ديگر نه حرص بدست آوردن را دارم ،
    و نه هراس از دست دادن را ...
    هرکس مرا ميخواهد بخاطر خودم بخواهد ..
    دلم هوای خودم را کرده.............
    در جستجوی خودم هستم..
    هر قدر به دنبال خود می گردم ،گم تر می شوم..
    انگار دست نیافتنی ام
    خودم هم ،خودم را گم کرده ام..
    نمیدانم چه میخواهم.
    دلم هوای خدا را کرده.................
     
    maryam khanoom، sama0، ریحانه بانو و 6 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  11. *معصومه*

    *معصومه* کاربر تازه وارد

    تاریخ عضویت:
    ‏9/5/16
    ارسال ها:
    291
    تشکر شده:
    2,409
    امتیاز دستاورد:
    93
    شغل:
    قرآن خوندن
    محل سکونت:
    زیر آسمون آبی
    می‌کشد اهل کرم، ناز گدا را بیشتر

    هر چه من آلوده گشتم پرده‌پوشی کرده‌ای

    هر چه من بد کرده‌ام، کردی مدارا بیشتر

    من خبر دارم که مشتاق نوای بنده‌ای

    دوست داری بندگان مبتلا را بیشتر

    این منم حالا که پیش روی تو افتاده‌ام

    خوب‌تر باشد ببینی زیر پا را بیشتر

    خودنمایی هم درِ این خانه دارد قیمتی

    می خرد اما گدای بی ریا را بیشتر
     
    maryam khanoom، sama0، ریحانه بانو و 6 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  12. *معصومه*

    *معصومه* کاربر تازه وارد

    تاریخ عضویت:
    ‏9/5/16
    ارسال ها:
    291
    تشکر شده:
    2,409
    امتیاز دستاورد:
    93
    شغل:
    قرآن خوندن
    محل سکونت:
    زیر آسمون آبی
    خدایا ممنونم ؛
    من می‌تونم تمام زیبایی‌های پیرامونم را ببینم ،
    کسانی هستند که دنیایشان همیشه تاریک و سیاه هست …


    خدایا ؛
    من می‌تونم راه برم ،
    کسانی هستند که هیچوقت نتونسته‌اند حتی یک قدم بردارند …


    خدایا از تو ممنونم ؛
    که دل رئوف و شکننده‌ای دارم ،
    کسانی هستند که این قدر دلشون سنگ شده که هیچ محبت و احساسی رو درک نمی‌کنن …



    خدایا سپاسگزارم ؛
    که به من این شانس رو دادی که بتونم به دیگران کمک کنم ،
    کسانی هستند که از این نعمت و برکت وافری که به من داده‌ای بی‌بهره‌اند …

    خدای عزیزم ؛
    من می‌تونم کار کنم ،
    کسانی هستند که برای رفع کوچکترین نیازهای روزمره‌شون هم به دیگران محتاجند ،
    برای این نعمت بزرگ از تو سپاسگزارم …



    خدای دوست‌داشتنی من، از تو ممنونم ؛
    که کسی هست که منو دوست داره ،
    کسانی هستند که بود و نبودشون واسه هیچکس مهم نیست …


    و بیش از همه‌ی این‌ها ؛
    برای هدیه‌ای که هر روز با هزار عشق و امید به من می‌دهی از تو سپاسگزارم …

    هدیه‌ای که نامش زندگی‌ست…
     
    maryam khanoom، ریحانه بانو، من یک دخترم و 4 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  13. *معصومه*

    *معصومه* کاربر تازه وارد

    تاریخ عضویت:
    ‏9/5/16
    ارسال ها:
    291
    تشکر شده:
    2,409
    امتیاز دستاورد:
    93
    شغل:
    قرآن خوندن
    محل سکونت:
    زیر آسمون آبی
    به کلینیک خدا رفتم تا چکاپ همیشگی ام را انجام دهم، فهمیدم که بیمارم ...
    خدا فشار خونم را گرفت ، معلوم شد که لطافتم پایین آمده.
    زمانی که دمای بدنم را سنجید ، دماسنج 40 درجه اضطراب نشان داد.
    آزمایش ضربان قلب نشان داد که به چندین گذرگاه عشق نیاز دارم ، تنهایی سرخرگ هایم را مسدود کرده بود ...
    و آنها دیگر نمی توانستند به قلب خالی ام خون برسانند.
    به بخش ارتوپدی رفتم چون دیگر نمی توانستم با دوستانم باشم و آنها را در آغوش بگیرم.
    بر اثر حسادت زمین خورده بودم و چندین شکستگی پیدا کرده بودم ...
    فهمیدم که مشکل نزدیک بینی هم دارم، چون نمی توانستم دیدم را از اشتباهات اطرافیانم فراتر ببرم.
    زمانی که از مشکل شنوایی ام شکایت کردم معلوم شد که مدتی است که صدای خدا را آنگاه که در طول روز با من سخن می گوید نمی شنوم ...!
     
    maryam khanoom، sama0، ریحانه بانو و 3 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  14. *معصومه*

    *معصومه* کاربر تازه وارد

    تاریخ عضویت:
    ‏9/5/16
    ارسال ها:
    291
    تشکر شده:
    2,409
    امتیاز دستاورد:
    93
    شغل:
    قرآن خوندن
    محل سکونت:
    زیر آسمون آبی
    خدای من شکرت که خودت شاهدی که:
    همه فقط شکستن بلدن....................
    من دیگر حرفی ندارم.....................
    حتما می بینی..............................
    کاری هم می کنی بدون استثنا.........
    ولی من نمی فهمم........................
    و می شنوی که می گویم فهم نیاز دارم.
    پس چه بگویم...............................
     
    maryam khanoom، sama0، ریحانه بانو و یک نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  15. *معصومه*

    *معصومه* کاربر تازه وارد

    تاریخ عضویت:
    ‏9/5/16
    ارسال ها:
    291
    تشکر شده:
    2,409
    امتیاز دستاورد:
    93
    شغل:
    قرآن خوندن
    محل سکونت:
    زیر آسمون آبی
    الو؟؟... خونه خدا؟؟ خدایا نذار بزرگ شم
    الو ... الو... سلام
    کسی اونجا نیست ؟؟؟؟؟
    مگه اونجا خونه ی خدا نیست؟
    پس چرا کسی جواب نمی ده؟
    یهو یه صدای مهربون! ..مثل اینکه صدای یه فرشتس. بله با کی کار داری کوچولو؟
    خدا هست؟ باهاش قرار داشتم. قول داده امشب جوابمو بده.
    بگو من می شنوم .کودک متعجب پرسید: مگه تو خدایی ؟من با خدا کار دارم ...
    هر چی می خوای به من بگو قول می دم به خدا بگم .
    صدای بغض آلودش آهسته گفت یعنی خدام منو دوست نداره؟؟؟؟
    فرشته ساکت بود .بعد از مکثی نه چندان طولانی:نه خدا خیلی دوستت داره.مگه کسی می تونه تو رو دوست نداشته باشه؟
    بلور اشکی که در چشمانش حلقه زده بود با فشار بغض شکست وبر روی گونه اش غلطید وباهمان بغض گفت :
    اصلا خدا باهام حرف نزنه گریه می کنما...
    بعد از چند لحظه هیاهوی سکوت ؛
    بگو زیبا بگو .هر آنچه را که بر دل کوچکت سنگینی می کند بگو...دیگر بغض امانش را بریده بود
    بلند بلند گریه کرد وگفت:
    خدا جون خدای مهربون،خدای قشنگم می خواستم بهت بگم تو رو خدا نذار بزرگ شم تو رو خدا...
    چرا ؟این مخالف تقدیره .چرا دوست نداری بزرگ بشی؟
    آخه خدا من خیلی تو رو دوست دارم قد مامانم ،ده تا دوستت دارم .اگه بزرگ شم نکنه مثل بقیه
    فراموشت کنم؟
    نکنه یادم بره که یه روزی بهت زنگ زدم ؟نکنه یادم بره هر شب باهات قرار داشتم؟
    مثل خیلی ها که بزرگ شدن و حرف منو نمی فهمن.
    مثل بقیه که بزرگن و فکر می کنن من الکی می گم با تو دوستم.
    مگه ما باهم دوست نیستیم؟
    پس چرا کسی حرفمو باور نمی کنه ؟
    خدا چرا بزرگا حرفاشون سخت سخته؟مگه این طوری نمی شه باهات حرف زد...
    خدا پس از تمام شدن گریه های کودک گفت:
    آدم ،محبوب ترین مخلوق من.. چه زود خاطراتش رو به ازای بزرگ شدن فراموش می کنه...
    کاش همه مثل تو به جای خواسته های عجیب من رو از خودم طلب می کردند
    تا تمام دنیا در دستشان جا می گرفت.
    کاش همه مثل تو مرا برای خودم ونه برای خودخواهی شان می خواستند .دنیا برای تو کوچک است ...
    بیا تا برای همیشه کوچک بمانی وهرگز بزرگ نشوی...
    کودک کنار گوشی تلفن،درحالی که لبخندبرلب داشت در آغوش خدا به خواب فرو رفت
     
    maryam khanoom، ریحانه بانو و من یک دخترم از این ارسال تشکر کرده اند.
بارگذاری...