1. در صورتی که برای اولین بار از این سایت بازدید میکنید, لازم است تا راهنمای سایت را مطالعه فرمایید. در صورتی که هنوز عضو نشده اید برای ارسال مطالب , دانلود فایل ها و ...عضو شده و در سایت ثبت نام کنید.با کلیک بر روی ثبت نام در مدت کوتاهی عضو سایت شده و از مطالب و امکانات سایت بهره مند شوید.
  2. هر گونه بحث سیاسی و خلاف قوانین جمهوری اسلامی ایران ممنوع می باشد و به شدت برخورد می شود.
  3. در صورت شکایت از مدیران و ناظران انجمن با کاربر farbod در ارتباط باشید.

خودکشی 2 دختر نوجوان در جنت اباد

شروع موضوع توسط кїѦ16 ‏16/8/16 در انجمن اخبار ایران و جهان

  1. кїѦ16

    кїѦ16 کاربر خودمونی

    تاریخ عضویت:
    ‏27/4/16
    ارسال ها:
    1,455
    تشکر شده:
    4,168
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    مرد
    امار خودکشی تو کشوری مذهبی مثل ایران وقتی رو به افزایش باشه نشونه اینکه دین تو جامعه کم رنگ شده... امروزه دلایل روانشناسی هم گفته میشه ... می گن میشه اگه حواست باشه منصرفشون کنی ... وقتی امار پدیده ای رو به افزایشه یعنی احتمالش هست که یکی از عزیزان ما هم در گیر این موضوع بشه .... بهتره هرکسی اطلاعاتش افزایش بده و اگر اطلاعاتی داره با دیگران هم ب اشتراک بذاره
    ... مردم باید یاد بگیرن در درجه اول خودشن برا همدیگه دل سوز باشن و هوای همو داشته باشن

    اما خبری ک دیروز منتشر شد


    گوشه زمین خاکی‌ای که دورتادورش را ساختمان‌هایی با پنجره‌های کوچک و بزرگ فراگرفته دو جنازه افتاده. پاهای کوچک جنازه‌ها که از زیر بالاپوش سفیدرنگ بیرون آمده می‌گوید که هر دو دختر و نوجوان هستند؛ دخترانی ١٣، ١٤ ساله، یکی سیما نام دارد و دیگری آیدا.در ادامه نوشت: مادر آیدا با صدای جیغ و فریاد همسایه‌ها از ماجرا باخبر شده و حالا روبه‌روی زمینی که جنازه‌ها روی آن افتاده، نشسته. فریاد می‌زند و دخترش را صدا می‌کند: «آیدا مامان پاشو! چشماتو بازکن!» اما مادر سیما هنوز خبر ندارد. ناگهان زنی با کیسه‌های پر از گوجه و خیار و کرفس از پیچ کوچه وارد می‌شود. یکی از مردهای همسایه زن را با دست نشان می‌دهد و می‌گوید: «مادر اون یکیه.» زن کیسه‌ها را در دست گرفته و عرق‌ریزان پیش می‌آید. از دیدن چشم‌های متعجب اطرافیان می‌هراسد. صدای فریادهای مادر آیدا را می‌شنود و چشمش به دو تا جنازه‌ای می‌افتد که پای ساختمان افتاده‌اند. کیسه‌ها را رها می‌کند و به سمت مادر آیدا می‌دود.

    یکی از میان جمع می‌گوید: «سیما و آیدا دست همدیگه رو گرفتن و خودشونو از بالای ساختمون انداختن پایین.» زن رنگش مثل گچ سفید می‌شود و به سمت جنازه‌ها می‌دود. ماموران پلیس جلویش را می‌گیرند اما به شرط یک دیدار کوتاه به زن اجازه می‌دهند تا جنازه دخترش را ببیند. مادر جلوی دخترش می‌افتد و مبهوت فقط تماشا می‌کند. زن‌های همسایه به کمک هم او را از روی جنازه بلند می‌کنند و به محوطه بیرون از زمین خاکی می‌برند. زن رو به جمعیت می‌گوید: «بچم دست و پاش خونی شده.» حالا یک ساعت از آغاز ماجرا گذشته و صدای فریادهای مادر سیما از داخل آپارتمان‌شان می‌آید.

    سلفی قبل از خودکشی

    ساعت ٤:٤٥ روز شنبه سیما و آیدا دو دختر نوجوان یکی ١٣ و دیگری ١٤ ساله در حالی که دست‌های همدیگر را گرفته بودند خودشان را از طبقه ششم ساختمان به پایین پرتاب کردند و همانجا جان سپردند. بازپرس می‌گوید که آنها قبل از مرگ با دوربین گوشی‌های‌شان دوتایی سلفی گرفته‌اند.

    تیم بازپرسی و پزشکی قانونی بالای سر جسدها مشغول انجام کارهای‌شان هستند. دست‌های دو جنازه روی هم افتاده و صورت‌های‌شان رو به همدیگر است. انگار با چشم‌های بسته همدیگر را تماشا می‌کنند. آیدا جوراب سفیدرنگ به پا دارد و معلوم است که در خانه سیما مهمان بوده. سیما بلوز سورمه‌ای رنگ با گل‌های ریز قرمز به تن دارد و آیدا یک بلوز سفید پوشیده. سیما شلوار راحتی به پا دارد و شلوار آیدا جین آبی کمرنگ است. روی زمین خون زیادی نریخته و تنها دست و پای دو جنازه کمی خونی است. پزشکان زنی که از پزشکی قانونی آمده‌اند یکی‌یکی در حال بررسی جنازه‌ها هستند و بازپرس پرونده در حال جمع‌آوری اطلاعات است.

    آیدا مامان پاشو بریم خونه بخواب!

    اما طرف دیگر حفاظ فلزی ماجرا جور دیگری است. پدر و برادرهای سیما و آیدا را با تلفن خبر کرده‌اند و یکی یکی از راه می‌رسند. پلیس برای ادامه تحقیقات به هیچ کسی اجازه نزدیک شدن و دست‌زدن به جنازه‌ها را نمی‌دهد. پدر سیما هق‌هق می‌زند و سرش را به تنه درخت کاج روبه‌روی خانه‌شان می‌کوبد. مادر آیدا روی خاک‌های کنار محوطه باز نشسته و مات و مبهوت جنازه دخترش را از دور تماشا می‌کند. گاهی ناگهان دست‌هایش را بالای سرش می‌برد و فریاد می‌زند: آیدا، آیدا مامان کجا رفتی خوابیدی؟ بیا بریم خونه ... .

    مادر و پدر آیدا چشم‌های‌شان اشک ندارد و فقط با دست بر سرشان می‌کوبند و فریاد می‌زنند. هنوز در نخستین لحظه‌های شوک ماجرا هستند. مادر آیدا فریاد می‌زند: «پاشو بیا بریم دیگه!» زنی از اقوام آیدا ماموران را کنار می‌زند و خودش را تا نزدیکی جنازه‌ها می‌رساند. چشم‌هایش از حدقه بیرون می‌زند، دست روی دهانش می‌گذارد و بلند و پشت سر هم جیغ می‌زند. لرزش دست‌ها و شانه‌هایش از فاصله دور دیده می‌شود. می‌گوید: «آیدا! چیکار کردی؟»

    نامه‌ای قبل از خودکشی

    یک ساعت از زمان خودکشی گذشته و هرلحظه به انبوه جمعیت داخل کوچه اضافه می‌شود. همسایه‌های روبه‌رو یکی در میان بالای بالکن‌های‌شان ایستاده‌اند یا سرهای‌شان را از پنجره بیرون آورده‌اند و با موبایل عکس می‌گیرند و فیلمبرداری می‌کنند. یکی از زن‌های همسایه آپارتمان‌های روبه‌رو صحنه خودکشی را دیده و می‌گوید: «رو بالکن ایستاده بودم. خیال کردم بند رخت افتاده پایین. اما وقتی صدای فریاد شنیدم اومدم دیدم خودکشیه.» بازپرس پرونده برای معلوم شدن علت خودکشی دستور داده تا موبایل‌ها، کامپیوترها و دفترچه خاطرات دخترها را به اداره پلیس ببرند. به گفته بازپرس یک نامه با دستخط یکی از دخترها پیدا شده که در آن علت خودکشی را مشکلات شخصی‌اش عنوان کرده است.

    زن‌های همسایه دور هم جمع شده‌اند و هر کدام تحلیل خودشان را از علت حادثه می‌گویند. چشم‌های‌شان از شدت گریه قرمز شده. یکی‌شان دختر ١٤ ساله کنارش را نشان می‌دهد و می‌گوید: «من به دخترم می‌گم، هیچ دوستی واسه آدم بهتر از مادر نیست، این دخترا هم باید مشکلشونو به مادرشون می‌گفتن.»

    دختر چشم‌های مادرش را نگاه می‌کند و سکوت می‌کند. پلیس مدام به مردم اخطار می‌دهد که با موبایل‌های‌شان از صحنه فیلم یا عکس نگیرند. اما هنوز عده‌ای با دوربین‌های‌شان مشغول شکار عکس از جسدها هستند.

    موقع انتقال جسدها به آمبولانس پزشکی قانونی، یکی از عابران پیاده گوشی موبایلش را از داخل جیبش بیرون می‌آورد و شروع به فیلمبرداری می‌کند. پلیس دستنبد به دستش می‌زند و او را داخل ماشین منتقل می‌کند.

    دو جنازه در دو آمبولانس

    نزدیک غروب است و هوا رو به تاریکی است. آمبولانس‌های پزشکی قانونی از راه می‌رسند تا جنازه‌ها را برای کالبدشکافی ببرند. برادر بزرگ‌تر آیدا فریاد می‌زند: «یعنی رفتی؟ یعنی دیگه تموم شد؟ یعنی دیگه نمی‌بینیمت؟» ماموران پزشکی قانونی کاورهای مشکی حمل جسد را باز می‌کنند تا جنازه‌ها را داخلش بگذراند. پدر آیدا بالای جسد دخترش می‌رود و بهت‌زده او را تماشا می‌کند. روی زمین می‌افتد. هرکدام از جنازه‌ها وارد یکی از آمبولانس‌ها شده و میان شلوغی جمعیت گم می‌شود.

    اسامی مستعار است
    منبع ایسنا


    کاشکی براحتی ازین خبرا نگذریم در مورد مشکلات و وضعیت روحی دو نوجوان تحقیق بشه و راه حل هایی رو هم ارائه بدن نه فقط صرفا ی خبر باشه ...شاید اماری که تا چندین سال قبل خیلی کمتر از این حرفا بود ... امروزم کاهش پیدا کنه
     
    Aftbgard∞n، ، zahra...al و 8 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  2. ندا4444

    ندا4444 مدیر بخش عضو کادر مدیریت

    تاریخ عضویت:
    ‏25/5/16
    ارسال ها:
    5,838
    تشکر شده:
    26,093
    امتیاز دستاورد:
    113
    :(
     
    Aftbgard∞n، zahra...al، N@M و 2 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  3. مرتضی.

    مرتضی. کاربر فعال

    تاریخ عضویت:
    ‏9/3/15
    ارسال ها:
    3,641
    تشکر شده:
    13,969
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    مرد
    شغل:
    خوردن غم ایران
    محل سکونت:
    شهر آخوندا
    ناراحت کننده بود
     
    Aftbgard∞n، zahra...al، N@M و 2 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  4. sama0

    sama0 کاربر خودمونی

    تاریخ عضویت:
    ‏13/7/16
    ارسال ها:
    1,601
    تشکر شده:
    5,511
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    زن
    شغل:
    فعلا درس میخونم
    محل سکونت:
    زیر سایه خدا
    وای خدای من چقدر دردناک
     
    Aftbgard∞n، zahra...al، N@M و 2 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  5. Ho3ein.R

    Ho3ein.R کاربر خودمونی

    تاریخ عضویت:
    ‏18/3/16
    ارسال ها:
    1,994
    تشکر شده:
    4,862
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    مرد
    شغل:
    student
    محل سکونت:
    Esfahan
    بهترین کارا کردن.:meh:

    روحشون شاد.
     
    Aftbgard∞n، Ayatay، zahra...al و یک نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  6. N@M

    N@M کاربر خودمونی

    تاریخ عضویت:
    ‏5/7/15
    ارسال ها:
    4,693
    تشکر شده:
    10,759
    امتیاز دستاورد:
    113
    شغل:
    STUDENT
    چه بد...:(
    این اصلا خوب نیست...
    واقعا اینا تا یه چی میشه بهترین راه تو مغز پوکشون خودکشی میاد؟! :shifty:
     
    Aftbgard∞n، Legolas، Ayatay و 2 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  7. Ho3ein.R

    Ho3ein.R کاربر خودمونی

    تاریخ عضویت:
    ‏18/3/16
    ارسال ها:
    1,994
    تشکر شده:
    4,862
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    مرد
    شغل:
    student
    محل سکونت:
    Esfahan
    مغزشون پوک نیس.ته راه رسیدن.
     
    Aftbgard∞n، zahra...al و N@M از این ارسال تشکر کرده اند.
  8. N@M

    N@M کاربر خودمونی

    تاریخ عضویت:
    ‏5/7/15
    ارسال ها:
    4,693
    تشکر شده:
    10,759
    امتیاز دستاورد:
    113
    شغل:
    STUDENT
    بازم ته راه برسن یه امیدی باید باشه و هست...
     
    Aftbgard∞n، Legolas، zahra...al و یک نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  9. Ho3ein.R

    Ho3ein.R کاربر خودمونی

    تاریخ عضویت:
    ‏18/3/16
    ارسال ها:
    1,994
    تشکر شده:
    4,862
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    مرد
    شغل:
    student
    محل سکونت:
    Esfahan
    نیـــــست.هیـــچ امیدی نیس.
     
    zahra...al و N@M از این پست تشکر کرده اند.
  10. Ho3ein.R

    Ho3ein.R کاربر خودمونی

    تاریخ عضویت:
    ‏18/3/16
    ارسال ها:
    1,994
    تشکر شده:
    4,862
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    مرد
    شغل:
    student
    محل سکونت:
    Esfahan
    ولـــی خودمونیماااا.دختر 14 ساله رو چ ب خودکشی.
     
    zahra...al و N@M از این پست تشکر کرده اند.
  11. N@M

    N@M کاربر خودمونی

    تاریخ عضویت:
    ‏5/7/15
    ارسال ها:
    4,693
    تشکر شده:
    10,759
    امتیاز دستاورد:
    113
    شغل:
    STUDENT
    هست یه امیدی هست...
    این حرفو کسایی میگن که ضعیفن و بی فکر
     
    Legolas، zahra...al و ندا4444 از این ارسال تشکر کرده اند.
  12. Ho3ein.R

    Ho3ein.R کاربر خودمونی

    تاریخ عضویت:
    ‏18/3/16
    ارسال ها:
    1,994
    تشکر شده:
    4,862
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    مرد
    شغل:
    student
    محل سکونت:
    Esfahan
    o_O
     
    zahra...al و N@M از این پست تشکر کرده اند.
  13. N@M

    N@M کاربر خودمونی

    تاریخ عضویت:
    ‏5/7/15
    ارسال ها:
    4,693
    تشکر شده:
    10,759
    امتیاز دستاورد:
    113
    شغل:
    STUDENT
    به دل نگیر عزیزجان با شما نبودم ...:D
     
    Legolas و zahra...al از این پست تشکر کرده اند.
  14. Ho3ein.R

    Ho3ein.R کاربر خودمونی

    تاریخ عضویت:
    ‏18/3/16
    ارسال ها:
    1,994
    تشکر شده:
    4,862
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    مرد
    شغل:
    student
    محل سکونت:
    Esfahan
    شاید بعدا این حرفت ب من هم بخوره.
     
    N@M از این پست تشکر کرده است.
  15. N@M

    N@M کاربر خودمونی

    تاریخ عضویت:
    ‏5/7/15
    ارسال ها:
    4,693
    تشکر شده:
    10,759
    امتیاز دستاورد:
    113
    شغل:
    STUDENT
    زهر مـــــــــــــــار !:rage:
    تو باز این حرفو زدی که ! باز داری شروع میکنی ....
     
    Legolas و ندا4444 از این پست تشکر کرده اند.
  16. Ho3ein.R

    Ho3ein.R کاربر خودمونی

    تاریخ عضویت:
    ‏18/3/16
    ارسال ها:
    1,994
    تشکر شده:
    4,862
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    مرد
    شغل:
    student
    محل سکونت:
    Esfahan
    شاید
     
    N@M از این پست تشکر کرده است.
  17. N@M

    N@M کاربر خودمونی

    تاریخ عضویت:
    ‏5/7/15
    ارسال ها:
    4,693
    تشکر شده:
    10,759
    امتیاز دستاورد:
    113
    شغل:
    STUDENT
    آهان....
    ولی بازم نباید بگی...
     
    Legolas از این پست تشکر کرده است.
  18. Ho3ein.R

    Ho3ein.R کاربر خودمونی

    تاریخ عضویت:
    ‏18/3/16
    ارسال ها:
    1,994
    تشکر شده:
    4,862
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    مرد
    شغل:
    student
    محل سکونت:
    Esfahan
    چرا نگم؟؟؟؟
     
  19. кїѦ16

    кїѦ16 کاربر خودمونی

    تاریخ عضویت:
    ‏27/4/16
    ارسال ها:
    1,455
    تشکر شده:
    4,168
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    مرد
    از بررسی شرایط روحی شون گفته بودم و اینکه چرا باید ماجرا بسمت خود کشی بره و حتما میشده جلوشو گرفت

    و خبری ک امروز منتشر شد


    اهالی محل این حادثه تلخ، از خودکشی دختران نوجوان شوکه بودند و حتی خانواده آنها مدام دلیل اقدام به خودکشی دخترانشان را از خود می‌پرسیدند و می‌گفتند چرا آنها باید دست به چنین کاری بزنند.

    اما به راستی علت این اقدام از سوی دو دختر نوجوان چه بود؟! اقدامی که مشابه آن چند روز قبل در یاسوج اتفاق افتاد و دو جوان بیست و دو و بیست و هفت ساله در اقدامی جنون‌آمیز خود را از درخت حلق‌آویز کرده و به زندگیشان پایان دادند البته وصیت‌نامه دو جوان یاسوجی نشان داد که خستگی از دنیا علت پایان دادن به زندگی آنهاست اما در اقدام به خودکشی دختران نوجوان قضیه متفاوت بود، آنها مشکلات خانوادگی و رفتار نامناسب پدر و مادر خود را علت این کارشان عنوان کرده بودند.

    اما این تمام علت ماجرا نبود چرا که این دختران نوجوان در کانال خاصی در تلگرام عضو بودند که محتوای عمده این کانال، القای یاس، ناامیدی و حتی ارائه و آموزش روشهایی برای پایان دادن به زندگی بود؛ بله! این کانال تلگرامی با تعداد زیادی عضو که فقط به‌عنوان نمونه به آن اشاره شد، هر روز و به‌صورت آزادانه و البته در سایه غفلت مسئولان امر، اقدام به انتشار مطالب و عکسهای مرتبط با خودکشی می‌کند و در صحنه واقعیت این نوجوانان خام و فریب‌خورده این شهر هستند که ...

    دو دختر سیزده و چهارده ساله که در این کانال تلگرامی عضو بودند، مدتی قبل به یکی از دوستانشان نیز پیشنهاد عضویت در این کانال تلگرامی را داده بودند که وی پیشنهاد دوستانش را پذیرفته و در آن عضو شده بود اما زمانیکه مادر او از عضویت دخترش در این کانال تلگرامی باخبر شده بود، پس از بررسی محتوای این کانال و پی بردن به مخرب بودن و احتمال تأثیرپذیری فرزندش از آن، دخترش را از ادامه عضویت در کانال تلگرامی مذکور منع کرده و خواسته بود که از آن بیرون بیاید اما ظاهراً دو دختر دیگر که مانعی در برابرشان وجود نداشت، همچنان از محتوای این کانال مخرب تأثیرپذیری داشتند که در نهایت در اقدام به خودکشی آنها نیز بی‌تأثیر نبود.

    خبرگزاری تسنیم از انتشار فیلمهای این کانال تلگرمی به دلیل جنبه‌های محتوای مجرمانه و بدآموزی آن، معذور است.

    عکسهای زیادی نیز در این کانال تلگرامی وجود دارد که بیانگر نحوه خودکشی و سقوط از ارتفاع است؛ یکی از مطالبی که در این کانال انتشار یافته و دختران نوجوان نیز از در اقدام به خودکشی از آن تبعیت کرده بودند، پریدن از طبقه پنجم ساختمان بود؛ با بررسی دیگر رفتارهای دختران سیزده و چهارده ساله به جرأت می‌توان گفت که آنها در اقدام به خودکشی اخیر خود کاملاً از این کانال تلگرامی الگو گرفته بودند حتی قبل از اقدام به خودکشی، آنها به رگ‌زنی اقدام کرده اما در نهایت توانسته بودند با پریدن از طبقه پنجم ساختمان ...


    راستی طبق امار هایی ک منتشر میشه میزان افسردگی تو ایران بالاس .... خیلی ها هم نمی دونن ک افسرده هستن ... بدی بیماری های روانی هم اینه درد ظاهری نداره .... بنظرم باید مواظب ورودی های فضای ذهنمون باشیم ... ناخود اگاهمون ممکنه تو شرایط سختی ه ک هست و ممکنه پیش می اد .... ما را بسمت کار عجیبی ک حتی خودمون هم باور نداریم ببره
     
    Legolas، ، zahra...al و یک نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  20. __dummy

    __dummy کاربر خودمونی

    تاریخ عضویت:
    ‏21/4/16
    ارسال ها:
    2,878
    تشکر شده:
    7,049
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    زن
    شغل:
    خوابیـــدن..!
    محل سکونت:
    بُرجِ دِلـــــو⛄❄
    •___•
     
    ندا4444 و zahra...al از این پست تشکر کرده اند.
بارگذاری...