1. در صورتی که برای اولین بار از این سایت بازدید میکنید, لازم است تا راهنمای سایت را مطالعه فرمایید. در صورتی که هنوز عضو نشده اید برای ارسال مطالب , دانلود فایل ها و ...عضو شده و در سایت ثبت نام کنید.با کلیک بر روی ثبت نام در مدت کوتاهی عضو سایت شده و از مطالب و امکانات سایت بهره مند شوید.
  2. هر گونه بحث سیاسی و خلاف قوانین جمهوری اسلامی ایران ممنوع می باشد و به شدت برخورد می شود.
  3. در صورت شکایت از مدیران و ناظران انجمن با کاربر farbod در ارتباط باشید.

تایپک تخلیه انرژی بچه های پاپ موزیک!

شروع موضوع توسط βℓµ€ ǥɨяℓ ‏24/8/15 در انجمن گفته گوی ازاد

  1. ѕнαω♥

    ѕнαω♥ کاربر خودمونی

    تاریخ عضویت:
    ‏20/9/17
    ارسال ها:
    1,420
    تشکر شده:
    2,938
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    زن
    شغل:
    هه
    محل سکونت:
    اردبیل
    ............................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................
     
    Aftbgard∞n از این پست تشکر کرده است.
  2. Rะaะiะnะ Gะiะrะl

    Rะaะiะnะ Gะiะrะl کاربر حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏22/8/15
    ارسال ها:
    8,933
    تشکر شده:
    17,566
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    زن
    محل سکونت:
    دورُبَرِطِهرونــ
    از فردا دوباره درس و مشق و مدرسه:meh:
    فانوسا تعطیلات زود تموم شد:shifty:
    امروزم که مثلا سیزده بدرع:shamefullyembarrased::meh::shifty:
    جاتون خالی :/
    خیلــــی داره خوش میگذرع:/
    کثافطه مرض:cool:

    نچ....بدتراینکه از 18 ام امتحانای گاوِمیانترم شروع میشن:/arghh:
    اه اه اه:meh::meh:
    چقدم که تو عید درس خوندم:hilarious:

    داشتن راجب کنکور حرف میزدن....:wtf::confused::cool::D:D:meh:
    زن داییم میگفت یعنی باید سال بعد ماعید هیچ جانریم بخاطره اینا(منوسارا)
    باید بشینن درس بخونن....!؟عاره دیگه....باید بشینن بخونن:meh:
    گفتم....امسال که هیچ....ولی منکه سال بعد میخام بیخیال ترباشم....مهمونی و عید وتابستون و ...سرجاشه....همه جاعم میخام برم:/:smuggrin:
    کنکورم ساعت7 و 8 صبحه
    شبه قبلش یه نگاع میندازم:/:D

    دوبارع دخترداییم میگفت شماچندمین الان ....گفتم سال دیگه کنکورداریم....
    گفت واقعااااااا؟:bored:
    من فک کردم دوسال دیگه دارین
    بعد گفت من تواین دوران بخاطره کنکورم هیچ جا نمیرفتم و همش خونه بودم درس میخوندم:bucktooth:

    من: خب تو اسکلی:|:shifty:
    الان چیشد مثلا مثه اسب درس میخوندی؟:|:cool:

    اون یکی پسرداییمم مثه خر(ببخشیدا...دورازجونِ خرع) درس خوند:shamefullyembarrased:
    همه میگفتن عاره این حتما یع چی خوب قبول میشه ....
    دوسه رقمی میشه و این چرتوپرتا:meh:

    عاخرشم چی شد؟!:meh::meh:
    دقیقا نمیدونم....وگرنه میگفتم:D:meh:

    درس خوندن فقط پسرداییم(مهران):hilarious:
    تازه ازخواب بیدارشدم:/ چقد حرف زدم:/

    حالا یعنی واقعا ما سال بعد باید کنکوربدیم؟:hilarious:
     
    _هیڇــ_، بانوي آرامش، _.dreamer._ و 2 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  3. ʍԾɧԹʍʍԹԺ

    ʍԾɧԹʍʍԹԺ کاربر خودمونی

    تاریخ عضویت:
    ‏8/7/17
    ارسال ها:
    3,033
    تشکر شده:
    6,220
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    مرد
    یه شوهر عمه دارم هرسال سیزده بدر میگه چرا چهارده به در نه؟؟؟ همش سیزده بدر هههههه
    مام مجبوریم بخندیم بابامون بهش بدهکاره
     
    ^^♥ و Sarabala.f از این پست تشکر کرده اند.
  4. ʍԾɧԹʍʍԹԺ

    ʍԾɧԹʍʍԹԺ کاربر خودمونی

    تاریخ عضویت:
    ‏8/7/17
    ارسال ها:
    3,033
    تشکر شده:
    6,220
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    مرد
    فک کنم خاب دیدم یه خواهر دارم که هیچوقت ندیدمش...
    فک کنم واقعی باشه...
     
    ^^♥ و Sarabala.f از این پست تشکر کرده اند.
  5. Sarabala.f

    Sarabala.f کاربر تازه وارد

    تاریخ عضویت:
    ‏8/2/17
    ارسال ها:
    1,126
    تشکر شده:
    3,603
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    زن
    شغل:
    بیکار(+_+)
    منوبیشتر دوست دارین یاسه شنبه ۶صبح ۱۴فروردین ۱۳۹۷؟!:meh:
     
    _هیڇــ_، _.dreamer._، Rะaะiะnะ Gะiะrะl و یک نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  6. Rะaะiะnะ Gะiะrะl

    Rะaะiะnะ Gะiะrะl کاربر حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏22/8/15
    ارسال ها:
    8,933
    تشکر شده:
    17,566
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    زن
    محل سکونت:
    دورُبَرِطِهرونــ
    بابام اومدع
    هی داره سره سرم میذاره ... کتک کاری میکنه باهام
    بهش میگم برو :cool:
    نذارنحسیه سیزده بدرُ نشونت بدما:hilarious::meh:
    دیگع داره فحش میده....زشته بگم:D
     
    _هیڇــ_، _.dreamer._، Aftbgard∞n و 2 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  7. ʍԾɧԹʍʍԹԺ

    ʍԾɧԹʍʍԹԺ کاربر خودمونی

    تاریخ عضویت:
    ‏8/7/17
    ارسال ها:
    3,033
    تشکر شده:
    6,220
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    مرد
    گُلللللللللللللللللللللللللللللللل
    یک هیچ ماااا
     
    Aftbgard∞n از این پست تشکر کرده است.
  8. Rะaะiะnะ Gะiะrะl

    Rะaะiะnะ Gะiะrะl کاربر حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏22/8/15
    ارسال ها:
    8,933
    تشکر شده:
    17,566
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    زن
    محل سکونت:
    دورُبَرِطِهرونــ
    از سیزده بدرع یهوییِ امروزم ....
    فقط دوچرخه سواریش بااهنگ بهم حال داد!:happy:

    موتوسواری:hilarious:
    عموم میخاست یادم بده
    نشستم جلو فرمونو گرفتم...:shamefullyembarrased:
    عمومم پشتم هی میگفت این کارو بکن اون کارُ بکن...
    منم که گیـــــــج:shamefullyembarrased::meh::oldman:
    دوسه بارگاز دادم :shamefullyembarrased:
    خاموش میکردم هی:D
    نزدیک بود بمیریم :hilarious:
    هیچی دیگه پرتم کرد عقب خودش نشست جلو:shifty::meh:

    قرار نبود جایی بریم...:cool:
    دعوامون شد تو خونه :hilarious:
    عصن یه وضعی...:meh::shamefullyembarrased:
    بعد یهو پاشدیم رفتیم:|:meh:
     
    _هیڇــ_، بانوي آرامش، _.dreamer._ و 3 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  9. Sarabala.f

    Sarabala.f کاربر تازه وارد

    تاریخ عضویت:
    ‏8/2/17
    ارسال ها:
    1,126
    تشکر شده:
    3,603
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    زن
    شغل:
    بیکار(+_+)
    امروز بابام با یه ظرف میوه اومده میگه دخترم اینارو بخور :meh:(اضافه کنم یه بشقاب از نظر من نبود یه سینی بود:meh:)
    یه نگاه رفتم:oldman:برگشت گفت انقدر بداخلاقی نکن دیگه امروزو!الان مگه صبحه از خواب بلند شدی اینجوری اخم کردی ؟!:/
    (صبح که میشه چند دقیقه اولش هاپوام:D)
    هنوز حرفش تموم نشده بود گفتم گل میخوام :bored:گلدون طرح بچگونه ورنگی رنگی هم میخوام :bored::hilarious::inlove:
    هیچی دیگه:meh:گفت باشه میوه اتو بخوری میبرمت وگرنه نمیریم :cool:
    انگار بچه گیر اورده :oldman:
    اقا با یه ذوق و شوق حاضر شو :inlove:
    این وسط مامانمم گیر داده رضا بیابریم من عمه امو ببینم:meh:
    اون لحظه اگه بگم سه کیلو کم کردم دروغ نگفتم :blackeye:
    نمیدونم تاکجا رفتیم ولی اگه یه کیلومتر دیگه میرفتیم از کره زمین پرت می‌شدیم پایین :hilarious:
    اینم داخل پرانتز بگم مامان بزرگ بابابزرگمم گفتم باید بیایین:Dاخه بابا بزرگم تو گل خیلی سلیقه داره:inlove:
    از اونجایی که همه عاشق من عصدن بابا بزرگم گفت نوکر یکی یه دونه امم هستم وبلند شد اومد :rolleyes::D
    با یه ذوق و شوق ماشین پارک کن :meh:
    مثه خر تیتاپ خورده جوری در ماشین رو باز کردم اومدم پایین که خدا میدونه:rolleyes:
    یه دفه گفتن باغمون بسته اس اقا :unsure:
    اون لحظه فش ناموس نه تنها ب خودم بلکه به اژانس سر کوچممون میدادم :banghead:
    اینجا بود که باید در ماشین روباز میکردم خودمو مینداختم وسط اتوبان :meh:
    بغضم اومده بود دیگه :confused:
    حالا تواین هاگیر واگیر میخوام اهنگ گوش کنم بابا بزرگم زنگ زده میگه مادرم ناراحت نباش فردا میبرمت جای بهتر :meh:
    تواین عمر باعزتی که از خدا گرفتم :Dنتونستم به بابابزرگم حالی کنم نگو مادر :oldman:
    اخع مگه من مادرتم ؟!:meh:
    شنیدین میگن طرفو با یه من عسلم نمیشه خورد ؟!:bucktooth:
    واقعا اون لحظه همین بودم:D
    از اون طرف مامان بابام رفتن خرید :meh:
    گفتم من نمیام مامانم گفت نه بیا گفتم من نمیام جیییییییییییییییییییییغغغغغغغغغغغغغغغغ:bored::bored:
    بدبخت کیفشو برداشت از ترس رفت :hilarious:
    حالا اونا اومدن منم بهونه گیر :D
    شاید باورش براتون سخت باشه ولی حتی سر اینکه چرا بابام درصندوق محکم تر از قبل زد به هم جیغ زدم :hilarious:
    حالا بابام اومده توماشین میگم چرا درواینجوری بستی :hilarious::hilarious::hilarious:
    مامانم گفت خب مادر جان چجوری ببنده:bored:
    منم که قاط بودم وسط خیابون از ماشین پیاده شدم میگم بیا بهت بگم چجوری در صندوق میبندن:bored::hilarious:
    ماشین پشتی هم بوووووق
    برگشتم چنان نگاهی به راننده کردم که دیگه بوق نزد:hilarious:
    دوباره درصندوق رو باز کردم دوباره بستم :bored:
    حالا دارم از پشت ماشین داد میزنم اینجوری در می‌بندن:/
    اومدم تو ماشین دیدم بابام ومامانم هر کدوم تو افقن ازترس:hilarious:
    تاخونه این مدلی بودم:shifty:
    :hilarious::hilarious:
    فقط بابام گفت میخوای بریم گل فروشی گفتم نههههههههههه:bored:
    بعد بابابزرگم دوباره زنگ زد گفت فردا میام دنبالت بریم بیرون کلی گل هم برات میخرم:inlove:
    اینو که دیگه گفت من از این :shifty:رفتم تو این :woot:
    زنگ زدم دیگه بعدش به عمه ام :smug:
    میگم دختره دیوثت کجاس ؟!میگه رفته حمام پدر...:bored:
    میگم مگه اومدین شما؟!:unsure:من که دوست داشتم بیام پیش فاطی :banghead:
    بیا!:meh:الان این یکی از روزای زندگی من بود:meh:
    دیدین چقدر خوش شانسم:meh:
    شانس وووووج میزنه:meh:
    خب من میخواستم خونه نباشن برم پیش فاطییییییarghh:arghh:ینی حتی اینم جور نشد :meh:
    اومدم خونه داره به امروز فکر میکنم :hilarious:
    چقدر فراز نشیب داشت:meh:
    واقعا .....:D
    ولی خب چسبید ناشکری نمیکنم :rolleyes::inlove:
    خوبی هم زیاد بود :hilarious:
    سیزده به در ۹۷:inlove::hilarious::rolleyes::meh::cool::D
     
    _هیڇــ_، بانوي آرامش، ƤƛƬƦƠƝƠ و 4 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  10. ѕωαℓℓσω

    ѕωαℓℓσω کاربر حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏15/3/15
    ارسال ها:
    11,209
    تشکر شده:
    8,436
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    زن
    شغل:
    دانشجو
    محل سکونت:
    لب دریا
    ✋✋✋من:shy:
     
    ѕнαω♥ و ƤƛƬƦƠƝƠ از این پست تشکر کرده اند.
  11. ~•Ɩɳɾเ•~

    ~•Ɩɳɾเ•~ کاربر حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏5/10/16
    ارسال ها:
    10,270
    تشکر شده:
    25,935
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    زن
    شغل:
    بچه محصل
    محل سکونت:
    T̤̈B̤̈Z̤̈
    چیز مهمی نیس ولی نمیدونم چرا ی لحظه اونطوری شدم که نفسم در نیومد!
     
    ѕнαω♥ و _هیڇــ_ از این پست تشکر کرده اند.
  12. ʍԾɧԹʍʍԹԺ

    ʍԾɧԹʍʍԹԺ کاربر خودمونی

    تاریخ عضویت:
    ‏8/7/17
    ارسال ها:
    3,033
    تشکر شده:
    6,220
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    مرد
    گشنه ها پرنده هارو زدن
    کشتن
    به بچت بگو سفره ی خالی
    جلوی پروازو میگیره...
     
    _هیڇــ_ و Sarabala.f از این پست تشکر کرده اند.
  13. _.dreamer._

    _.dreamer._ کاربر فعال

    تاریخ عضویت:
    ‏4/1/17
    ارسال ها:
    5,283
    تشکر شده:
    18,512
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    زن
    شغل:
    بیکار:/
    محل سکونت:
    خونه بابام:)
    خیلی ممنون واقعا
    ینی الان درسته من ساعت ۵:۳۰ بیدار شم که چی..
    میخام برم مدرسه!!:shifty:
    چرا اینا انقدر بیشعورنن ؟؟چرااا.؟؟
    من رو این دوروز حساب کردم:shifty:
    کل تعطیلات رو نخوندم گذاشتم برا این چن روز اخر :shifty:
    دیروز جوگیر شدم شیمی و فیزیک رو نشستم خوندم مثه بچه های خوب تست زدمم:cautious:
    گفتم تا روز پن شنبه اینطوری ادامه میدم که ازمونمو خوب بدم!:bored::cautious:
    حالااا چییی... خانومای محترمه هم کلاسی میخان برن مدرسهههه..
    خدا اینم شانس من دارم؟؟arghh:
    مردم هم کلاسی دارن منم دارمarghh:
    الان باید بشینم ریاضی رو تمریناش بنویسم ..زبان بخونم حفظ کنم... و‌..:bored:
    این الان درسته؟؟:bored:
    چرا من پسر نشدم؟؟:bored:چرا؟؟ پسرا انقد متحدنننن...خوش به حالشون:bucktooth:
    حالا دخترای سوسول هزار تا ایش و پیش میکنن که نههه وای نههههه باید بریممم نمیشههه:oldman:
    میگممم عاغااا من نه برا فردا درسامو انجام دادم و همچنین خیلی حساب کردم رو این دو روز :bored: میگم من امروز تو خونه نشستم ..سیزده بدر نرفتم که بخونم .. :shifty:
    میگ نه باید بریم :shifty:
    اخههه:meh:
    سه شنبه هم بریم چار شنبه هم باید بریم:meh:

    البت منم دیوونَماااا.. وقتی یکی شنبه اخرین هفته سال رو هم میره ینی اون ادم زبون نفهم ترین ادمه:meh:
    الان هم حسش نیس بخونم و بنویسم ...پس نمینویسم:shifty:


    آذین هم نامزد کرد:blackeye::bucktooth::shifty:
    اونم با دکتررر امیر...:banghead:
    هر دو علوم پزشکی مشد میخونن:cry:
    ینی بچه های مروم شانس دارن:meh:
    از علوم پزشکی بیرجندد رسید به علوم پزشکی مشد:shifty:
    با یه انتقالی کوچیک:shifty:
    حالا اونم مامایی میخونه و شوهرش دکترررر:cry::cry::cry:
    مهناز هم که یا بهنام میره براش یا بهزاد.. فک کنم اینا برن از خوشالی ذوق مرگ بشه:shifty:
    اخه ادم بعد اوووون همه کلاسو چن میلیون چن میلیون خرج کردن اخرش بره پردیس پزشکی بخونه ... ینی:meh:
    به قول فرزانه اینا براشون ننگه که یکیشون پزشکی نخونه:meh:
    خو بدرک:meh:

    الان دارم متوجه میشم که تو همین همسابه های ما چن تاااا دکترن:bucktooth: اونم پسر:cautious::D

    اوه اوه زنگ اول بااا جادوگرررررر:facepalm::banghead::blackeye:
     
    ѕнαω♥، _هیڇــ_ و بانوي آرامش از این ارسال تشکر کرده اند.
  14. _.dreamer._

    _.dreamer._ کاربر فعال

    تاریخ عضویت:
    ‏4/1/17
    ارسال ها:
    5,283
    تشکر شده:
    18,512
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    زن
    شغل:
    بیکار:/
    محل سکونت:
    خونه بابام:)
    بههه چطوری اومدی؟؟:woot:
    عیدت مباارک ساراایییی❤:x3::redface::shamefullyembarrased::shy::oldman::D:stop::inlove::cigar:
     
    _هیڇــ_ و Sarabala.f از این پست تشکر کرده اند.
  15. ƤƛƬƦƠƝƠ

    ƤƛƬƦƠƝƠ مدیر بخش عضو کادر مدیریت

    تاریخ عضویت:
    ‏21/6/15
    ارسال ها:
    11,079
    تشکر شده:
    19,001
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    مرد
    شغل:
    محافظت کننده از اسکار D:
    محل سکونت:
    رشت
    اون آنتنایی که امروز مدرسه و دانشگاه رفتن دیگه حرف نزنن با من:shifty:
     
    _.dreamer._، Sarabala.f و بانوي آرامش از این ارسال تشکر کرده اند.
  16. Sarabala.f

    Sarabala.f کاربر تازه وارد

    تاریخ عضویت:
    ‏8/2/17
    ارسال ها:
    1,126
    تشکر شده:
    3,603
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    زن
    شغل:
    بیکار(+_+)
    با پاهام:meh::D
    مرسی فدات شم:inlove:سال نو توام مبارک :kiss::rolleyes:
     
    _.dreamer._، ƤƛƬƦƠƝƠ و _هیڇــ_ از این ارسال تشکر کرده اند.
  17. _.Fateme._

    _.Fateme._ مدیر بخش عضو کادر مدیریت

    تاریخ عضویت:
    ‏24/3/16
    ارسال ها:
    12,074
    تشکر شده:
    42,989
    امتیاز دستاورد:
    113
    خداجونم.. ❤
    برای کشتن من راه های آسون تر و سریع تری هم هست...... این همه سختی لازم نیست.... -__-✌
     
    بانوي آرامش، Rะaะiะnะ Gะiะrะl، ƤƛƬƦƠƝƠ و 2 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  18. Sarabala.f

    Sarabala.f کاربر تازه وارد

    تاریخ عضویت:
    ‏8/2/17
    ارسال ها:
    1,126
    تشکر شده:
    3,603
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    زن
    شغل:
    بیکار(+_+)
    هروقت هر لحظه که دپ شدم ودعا کردم کاش بمیرم فقط وفقط وفقط باید یه تیلیف به بابابزرگم بزنم :meh:
    جوری جوووووووووری دست انداز رد می‌کنه ماشین باباش میاد جلوچشمش:hilarious::bucktooth:
    حالت تهوع منو کششششششت:banghead:arghh:
    بعد نکته جالب اینجاست دست انداز یه طرف نباشه از اونجایی میره که دست اندازوردکنه:oldman:
    مثلا با صدتا سرعت بره از دور که دست انداز میبینه سرعت رو می‌بره رو ۱۲۰تا ماشینو از رو دست انداز رد کنه:hilarious::bored::bored::hilarious:
    الان شک ندارم جای قلب وکلیه ام باهم عوض شده:meh:
    حالت تهوع دارمarghh:arghh:arghh:
     
    _هیڇــ_، Rะaะiะnะ Gะiะrะl و ƤƛƬƦƠƝƠ از این ارسال تشکر کرده اند.
  19. _.Fateme._

    _.Fateme._ مدیر بخش عضو کادر مدیریت

    تاریخ عضویت:
    ‏24/3/16
    ارسال ها:
    12,074
    تشکر شده:
    42,989
    امتیاز دستاورد:
    113
    بچه ها!
    چتاتون اینجا داره زیاد میشه عا..! :oldman:
    اگ حرفی هست ادامه اش بره چت روم... اینجارو تمییز کنیم بره.. :D:facepalm:
     
    ƤƛƬƦƠƝƠ و Sarabala.f از این پست تشکر کرده اند.
  20. _.dreamer._

    _.dreamer._ کاربر فعال

    تاریخ عضویت:
    ‏4/1/17
    ارسال ها:
    5,283
    تشکر شده:
    18,512
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    زن
    شغل:
    بیکار:/
    محل سکونت:
    خونه بابام:)
    بهش گفتم عاغااا امروز وقتمون هدر میره هیچ غلطی نمیکنیم.. گف نهههه درس میدن و...:meh:
    ده بار پشت تلفن بهش گفتم .. اما کو گوش شنوا:meh:
    اکثر بچه ها اومده بودن:meh:
    از صب بیکار نگهمون داشتن بعد ده دقیقه زودتر تعطیلمون کردن:shifty:
    خیلی ممنون واقعا:shifty:

    :shifty::shifty::shifty:
     
    _هیڇــ_ از این پست تشکر کرده است.
بارگذاری...