1. در صورتی که برای اولین بار از این سایت بازدید میکنید, لازم است تا راهنمای سایت را مطالعه فرمایید. در صورتی که هنوز عضو نشده اید برای ارسال مطالب , دانلود فایل ها و ...عضو شده و در سایت ثبت نام کنید.با کلیک بر روی ثبت نام در مدت کوتاهی عضو سایت شده و از مطالب و امکانات سایت بهره مند شوید.
  2. هر گونه بحث سیاسی و خلاف قوانین جمهوری اسلامی ایران ممنوع می باشد و به شدت برخورد می شود.
  3. در صورت شکایت از مدیران و ناظران انجمن با کاربر farbod در ارتباط باشید.

بزرگ تر شدیم وفهمیدیم....

شروع موضوع توسط queen of night ‏15/2/15 در انجمن جمله و مطالب عاشقانه

  1. queen of night

    queen of night کاربر خودمونی

    تاریخ عضویت:
    ‏19/11/14
    ارسال ها:
    1,673
    تشکر شده:
    3,225
    امتیاز دستاورد:
    113
    شغل:
    دانشجو
    محل سکونت:
    شهرکرد
    بزرگتر شدیم و فهمیدیم که دارو آبمیوه نبود...

    بزرگتر شدیم و فهمیدیم چیز هایی ترسناک تراز تاریکی هم هست...

    بزرگتر شدیم به اندازه ایی که فهمیدیم پشت هرخنده ی مادرم هزار گریه بود و پشت هر قدرت پدرم یک بیماری نهفته بود...

    بزرگ شدیم ویافتیم که مشکلاتمان دیگر بایک شکلات.یک لباس یا یک کیف حل نمی شود...

    واینک والدینمان دیگر دستهایمان را برای عبور از جاده نخواهند گرفت ویا حتی برای عبور از پیچ وخم زندگی...

    بزرگ شدیم وفهمیدیم که این تنها ما نبودیم که بزرگ شدیم بلکه والدین ما هم همراه ما بزرگ شده اندو چیزی نمانده که بروند ویا اکنون رفته اند...

    خیلی بزرگ شدیم و فهمیدیم سخت گیری مادرم عشق بود...وتنبیه اش عشق بود...

    عجب دنیایی است وعجیب تر از دنیا چه کوتاه است عمرمان...!!!
     
    انشرلی جون از این پست تشکر کرده است.
بارگذاری...