1. در صورتی که برای اولین بار از این سایت بازدید میکنید, لازم است تا راهنمای سایت را مطالعه فرمایید. در صورتی که هنوز عضو نشده اید برای ارسال مطالب , دانلود فایل ها و ...عضو شده و در سایت ثبت نام کنید.با کلیک بر روی ثبت نام در مدت کوتاهی عضو سایت شده و از مطالب و امکانات سایت بهره مند شوید.
  2. هر گونه بحث سیاسی و خلاف قوانین جمهوری اسلامی ایران ممنوع می باشد و به شدت برخورد می شود.
  3. در صورت شکایت از مدیران و ناظران انجمن با کاربر farbod در ارتباط باشید.

امیری حسین و نعم الامیر

شروع موضوع توسط آوینا ‏10/10/16 در انجمن شعر

  1. آوینا

    آوینا کاربر تازه وارد

    تاریخ عضویت:
    ‏17/5/16
    ارسال ها:
    716
    تشکر شده:
    1,578
    امتیاز دستاورد:
    93
    جنسیت:
    زن
    ز سر رفته هوش و ز سینه دلم *** بجز حسن تو از همه غافلم

    چنان زورقی بین طوفا اسیر *** به سویت روانم تویی ساحلم

    به اینکه تویی حسن تفسیر عشق *** یقین دارم و تا ابد قائلم

    همیشه به هر جا به هر حالتی *** تو ذکر منی من تو را مایلم

    غم تو به دستان رب جلیل *** شده مختلط بین اب و گلم

    چو اجداد خود ای شهنشاه عشق *** گدای تو هستم تو را سائلم



    کرم کن بیا دست من را بگیر

    امیری حسین و نعم الامیر



    من و شوق دیدار و سیمای تو *** منم عاشق قد و بالای تو

    منم آن که هر شب تمنا کنم *** دمی لحظه‌ای فیض رؤیای تو

    الا ای غمت لذت زندگی *** شده عادت من تمنای تو

    الا ای که طعنه زده بر عقیق *** عقیق درخشان لبهای تو

    ستاره به پیش نگاهت اسیر *** دل آسمان مست و شیدای تو

    همه سوز و ساز و نیاز دلم *** بود جرعه‌ای غم ز غم‌های تو



    به زنجیر عشق تو هستم اسیر

    امیری حسین و نعم الامیر



    به شبهای تارم تو نوری حسین *** به جنت تو رمز عبوری حسین

    چو تر می‌شود ذره‌ای قاب چشم *** تو آگه ز فیض حضوری حسین

    تویی آنکه بر قلب من می‌دهی *** همه حسن عشق و غیوری حسین

    همه عزت و فخر و آزادگی *** بود از تو هر شعر و شوری حسین

    تو با نام جادوئیت از ازل *** برای دل من سروری حسین

    بیا و شب اول قبر من *** بتابان در آن خانه نوری حسین



    تو نوری و من سائلت ای منیر

    امیری حسین و نعم الامیر



    من و بی دلی و جنون و خروش *** گهی در هیاهو و گاهی خموش

    منم آنکه از بدو نوزادیم *** شدم بهر خدمت تو را حلقه گوش

    منو عشق شیرین تو یا حسین *** که کرده مرا عبد خانه به دوش

    من و مستی دائم از جام تو *** تویی حضرت ساقی می‌فروش

    می تو هامنا شراب طهور *** منو لذت شرب این نای و نوش

    منو ظرف بشکسته‌ام را ببین ***‌ به حال خماری من خود بکوش



    ببین حال این خسته را ای امیر

    امیری حسین و نعم الامیر



    مریضم منو دارویم دست توست *** نظر کن که شیدائیم دست توست

    منم من کویری که خوردن ترک *** بباران به من چونکه یم دست توست

    بده رخصت خادمی در حرم *** که فرماندهی خیم دست توست

    همه نیرو و قدرت من تویی *** توانایی زانویم دست توست

    ازل تا ابد در همه عمر من *** هر آنچه که من می‌جویم دست توست



    تو هستی امیر و شه بی نظیر

    امیری حسین و نعم الامیر



    بیا و به من روح عرفان بده *** بیا بر دل مرده‌ام جان بده

    نگویم چه اما تو ای مهربان *** هرانچه که خواهی بیا آن بده

    پذیرایی‌ام کن به آب فرات *** و یک جرعه‌اش را به مهمان بده

    به بیتوته کردن میان حرم *** به این بی‌نوا گوی و میدان بده

    مرا چون شهیدان بخر یا حسین *** به قلب من خسته ایمان بده



    بده باده‌ای بر دلی مستجیر

    امیری حسین و نعم الامیر



    شنیدم تو بودی و خیل سنان *** تو بر خاک و گردت صف دشمنان

    تو بر خاک و از خیمه‌گه می‌رسید *** هیاهوی و افغان و اشک زنان

    تو چون ماه و اعضاء و اجزاء تو *** به گرد تنت همچنان اختران

    زمین لرزه شد باد و طوفان وزید *** تو گویی زمین آمده آسمان

    و افغان و واویل و افسوس و درد *** از آندم که شد شمر بی دین عیان

    ندیده فلک مثل آن لحظه‌ات *** که بودی چو خورشید روی سنان



    الا روی نی دین حق را سفیر

    امیری حسین و نعم الامیر
     
    * فرزانه * از این پست تشکر کرده است.
بارگذاری...