1. در صورتی که برای اولین بار از این سایت بازدید میکنید, لازم است تا راهنمای سایت را مطالعه فرمایید. در صورتی که هنوز عضو نشده اید برای ارسال مطالب , دانلود فایل ها و ...عضو شده و در سایت ثبت نام کنید.با کلیک بر روی ثبت نام در مدت کوتاهی عضو سایت شده و از مطالب و امکانات سایت بهره مند شوید.
  2. هر گونه بحث سیاسی و خلاف قوانین جمهوری اسلامی ایران ممنوع می باشد و به شدت برخورد می شود.
  3. در صورت شکایت از مدیران و ناظران انجمن با کاربر farbod در ارتباط باشید.

اشتباهات دخترانه:-) ..

شروع موضوع توسط Maryamjj ‏4/6/15 در انجمن گفته گوی ازاد

  1. Maryamjj

    Maryamjj کاربر خودمونی

    تاریخ عضویت:
    ‏1/6/15
    ارسال ها:
    2,392
    تشکر شده:
    4,335
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    زن
    محل سکونت:
    شهر کرد
    روز اول که دیدمش بدجوری بهم خیره شده بود.
    بعداً فهمیدم که چشماش چپه و داشته پیکان ۵۷ رینگ اسپرت دو متر اونور تر رو نگاه میکرده!

    یه آه از ته دل کشید.
    بعداً فهمیدم که آه نبوده و آسم داره.
    بهش یواشکی یه لبخند زدم، ولی اون قیافه جدی مردونش رو عوض نکرد. این خودداریش واسم خیلی جذاب بود.
    بعداْ فهمیدم که خودداری نبوده، بلکه تاحالا تو کف اون پیکان ۵۷ بوده و تازه متوجه من شده بود!!

    آروم و با عشوه اومدم جلوش، دیدم تند تند داره بهم چشمک میزنه. کارش به نظرم با مزه اومد.
    بعداً فهمیدم که تیک داره و پلک زدنش دست خودش نیست.

    اومد یه چیزی بگه ولی از بس هول شده بود، به تته پته افتاده بود.
    بعداً فهمیدم این بشر خدادادی هول هست و لکنت زبون داره.



    سرش رو از شرمش انداخت پایین و گفت س س س سلام.
    بعداً فهمیدم از شدت شرمش نبوده و میخواسته من دندونهای زردش رو نبینم.


    بعداز یک سری اسم و فامیل بازی، ازم پرسید آخرین کتابی که خوندی اسمش چیه!؟گفتم: اَ...اَ...یادم نیست. گفت: چه جالب، نویسندش کیه!؟ از این تیکهبامزش خندم گرفت.
    بعداً فهمیدم که تیکه نبوده و بیچاره چیزی به اسم IQ اصلاْ نداره.


    بوی عطرش بدجوری مستم کرده بود.
    بعداً فهمیدم بوی عطر نبوده، بلکه ...

    ازش پرسیدم دانشگاه میری؟ گفت آره، مدرسمون تو دانشگاهه! از این شوخ طبعیش خیلی خوشم اومده بود.
    بعداً فهمیدم که اصلاً هم شوخ طبع نیست و منظورش مدرسه افراد استثنایی توی دانشگاه شهید بهشتی بوده!


    بهشگفتم داره دیرم میشه. گفت اگه میشه شمارت رو بده که بهت زنگ بزنم، من همدادم و اون هم شماره رو زد تو مبایلش. ولی هیچوقت زنگ نزد!
    بعداً فهمیدم کادوی تولد 30 سالگیش یه مبایل اسباب بازی بوده که همه جا با خودش میبردتش!
     
    SaraBala، سایه.، βℓµ€ ǥɨяℓ و یک نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  2. vahid

    vahid کاربر خودمونی

    تاریخ عضویت:
    ‏11/8/13
    ارسال ها:
    837
    تشکر شده:
    787
    امتیاز دستاورد:
    93
    جنسیت:
    مرد
    شغل:
    i am free
    محل سکونت:
    شهرکرد
    جالب بود دلم براش سوخت (برا پسره)
     
    Maryamjj از این پست تشکر کرده است.
  3. {man tanham{niayesh

    {man tanham{niayesh کاربر تازه وارد

    تاریخ عضویت:
    ‏11/7/15
    ارسال ها:
    154
    تشکر شده:
    104
    امتیاز دستاورد:
    28
    جنسیت:
    زن
    اخخخخخخخخخخخییییییییییییی
    طفلکی
     
  4. βℓµ€ ǥɨяℓ

    βℓµ€ ǥɨяℓ کاربر متخصص

    تاریخ عضویت:
    ‏27/4/15
    ارسال ها:
    19,691
    تشکر شده:
    30,173
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    زن
    وب سایت:
    ای بابا...
    خدایا...
     
  5. خانومی

    خانومی کاربر تازه وارد

    تاریخ عضویت:
    ‏30/9/14
    ارسال ها:
    214
    تشکر شده:
    526
    امتیاز دستاورد:
    63
    جنسیت:
    زن
    شغل:
    درس میخونم
    محل سکونت:
    بوشهر
    دلم گرفت
     
  6. Faroogh

    Faroogh کاربر تازه وارد

    تاریخ عضویت:
    ‏29/10/15
    ارسال ها:
    2,832
    تشکر شده:
    7,536
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    مرد
بارگذاری...